ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

78

قصص الانبياء ( فارسى )

و بعضى گويند اين كار پيش از آمدن لوط مىكردند . حق تعالى لوط را بفرستاد تا ايشان را نهى كرد ، چنان كه گفت : وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ . « 1 » و لوط ايشان را گفت اين كار مكنيد و از اين كار بازگرديد . قوله تعالى : أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ؟ « 2 » أَ تَأْتُونَ الذُّكْرانَ مِنَ الْعالَمِينَ ؟ « 3 » گفت فراز مىآييد با خلق نه بران وجه كه خداى تعالى دستورى داده است با زنان ؟ أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ ؟ « 4 » . ايشان گفتند لوط را و كسهاء او را از شهر بيرون بايد كرد كى وى ازين كار پرهيز مىكند ، پاكى « 5 » مىنمايد . أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ . « 6 » همه كافر شدند و اين شارستان بزرگ بود و شارستان ز قركه لوط بود . هر روز لوط را دشنام همىدادندى تا هفت سال و هفت ماه برآمد ، هيچ‌كس مسلمان نشد . چنان كه گفت : فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ « 7 » يعنى خانهء لوط [ a 63 ] مسلمانند . چون لوط درماند دعا كرد و بخداى تعالى بناليد . و هميشه ابرهيم را خبر مى دادى و ابرهيم دعا مىكردى كه خداى تعالى لوط را ازيشان برهاند . تا آنگاه كه جبريل آمد با چهار فريشته بر شبه غلامان ، بشارستان زقر درآمدند بوقت نماز ديگر ، آن قوم ايشان را بديدند خواستند كه بخانهء لوط درآيند ، خبر در شهر افتاد كه لوط ما را باز مىدارد ازين كار و خود غلامان غريب را به خانه آورد زيرا كه نيكورويند و خوش بويند . و زن لوط همىگشت و خبر همىداد و گفت برويد ، دست يافتيد ، كه غلامان را مهمان كرده است .

--> ( 1 ) - الانبياء 74 ( 2 ) - الاعراف 80 ( 3 ) - الشعراء 165 ( 4 ) - النمل 55 ( در قرآن مجيد : أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ . . . . ) ( 5 ) - و پاكى ( 6 ) - النمل 56 ( 7 ) - الذاريات 36