ابراهيم اقبال
20
فرهنگ نامه علوم قرآن ( فارسى )
اصطلاح اين افراد بر دانشهاى نظام يافته در جهتى واحد ، اطلاق شده است ، خواه وحدت در موضوع باشد يا در غايت و خواه آن دانشها ، تصور باشد يا تصديق و خواه آن تصديقات ، مسائلى كلى باشد - كه غالبا چنين است - يا جزئى و تخصصى . « 1 » 2 . قرآن درباره اين واژه آراء مختلفى ارائه شده است . اين اظهارات را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد . دسته اول ، مواردى كه قرآن را جامد دانسته است ؛ دسته دوم ، مواردى كه آن را مشتق گرفته است . اما در مورد نخست ( جامد و اسم علم بودن ) زركشى و به دنبال او سيوطى ، به نقل از خطيب بغدادى « 2 » و بيهقى « 3 » آوردهاند كه شافعى در روايت خود از قرائت ابن كثير ، « قرآن » را غير مهموز مىخواند ولى « قرأت » را به همزه قرائت مىكرد . شافعى مىگفت : قرآن ، اسم كتاب خداوند و غير مهموز و همانند اسمهاى تورات و انجيل است « 4 » . سيوطى ، خود نيز همين نظر را برگزيده است . « 5 » اما در مورد دوم ( مشتق بودن ) اختلاف بيشتر است . برخى آن را صحيح سالم و مشتق از « قرن » دانستهاند . قرن به معناى ، ضميمه كردن و در كنار هم نهادن است و از آنرو كه سورهها و آيهها و كلمههاى قرآن ، در كنار هم ، به يكديگر ضميمه شده ، قرآن نام گرفته است ، اين گفتار از آن اشعرى ( 324 ق ) است . « 6 » فرّاء ( 207 ق ) نيز قرآن را صحيح سالم و همساختار « قرائن » ( جمع قرينه ) دانسته است ؛ زيرا آيات آن ، يكديگر را تصديق مىكند و به همديگر شباهت دارد ، از اينرو قرينه يكديگر است . « 7 » برخى آن را صحيح مهموز و مشتق از « قرأ » گرفتهاند ؛ در اين ميان لحيانى ( 215 ق ) مىگفت : « قرآن » مهموز و همانند رجحان و غفران ، مصدر « قرأت » است و از باب نامگذارى مفعول به مصدر ، « كتاب مقروء » قرآن نام گرفته
--> ( 1 ) . همو ، 1 / 13 - 14 . ( 2 ) . تاريخ بغداد ، 2 / 62 . ( 3 ) . 1 / 277 . ( 4 ) . زركشى ، 1 / 374 ؛ سيوطى ، الإتقان ، 1 / 181 ؛ صالح ، 18 . ( 5 ) . الإتقان ، 1 / 182 . ( 6 ) . زركشى ، همانجا ؛ سيوطى ، همانجا ؛ صالح ، همانجا . ( 7 ) . زركشى ، همانجا ، به نقل از قرطبى ؛ سيوطى ، الإتقان ، 1 / 182 ؛ صالح ، همانجا .