ابراهيم اقبال
21
فرهنگ نامه علوم قرآن ( فارسى )
است . « 1 » راغب ( حدود 425 ق ) نيز در اصل ، قرآن را مصدر گرفته است كه آن ( مصدر ) به كتاب نازل شده بر حضرت محمد صلى اللّه عليه و آله اختصاص يافته و همانند تورات و إنجيل ، اسم علم گرديده است . « 2 » و زجّاج ( 311 ق ) آن را مهموز و صفتى بر وزن فعلان و بر گرفته از ريشه « قرء » به معناى جمع مىدانست و به گفتار « قرأت الماء في الحوض » استناد مىكرد . « 3 » برخى ديگر آن را « معتل » دانستهاند . در حرف عله آن نيز اختلاف است . ابن فارس ( 395 ق ) آن را از « قرو » به معناى « جمع » و يا وارد شدن قارى از يك آيه به آيه ديگر آورده است « 4 » و جوهرى ( 398 ق ) اشتقاق آن را از « قرى » دانسته و به « قريت الماء في الحوض » استناد جسته و به معناى جمع كردن ، گرفته است . « 5 » صبحى گفته است : عرب واژه « قرأ » به معناى تلاوت كردن و خواندن را از اصلى آرامى گرفت و آن را به كار بست و خود اين امر ، براى تعريب ( عربى ساختن ) آن كلمه و به كار گرفتن اسلام در نامگذارى كتابش كفايت مىكرد . « 6 » نظر زرقاقى - كه جمع آراء لحيانى و راغب اصفهانى در اين خصوص است - آن است كه « قرآن » در لغت ، مصدرى مترادف با « قرائت » است ، آنگاه از معناى مصدرى خود رخت بربسته و از باب اطلاق مصدر بر مفعول ، به عنوان اسمى بر كلام اعجازگونه نازل يافته بر نبى اكرم صلى اللّه عليه و آله قرار گرفته است . . . بر اين اساس ، واژه « قرآن » مهموز است و هرگاه همزه آن حذف شود تنها براى سبك شدن لفظ است و « ال » در آن ، حرف تعريف نيست . « 7 » قرآن در اصطلاح ، گاهى « كلام نفسى » « 8 » و گاهى « كلام لفظى » خوانده شده است ، تنها متكلمان قرآن را « كلام نفسى » دانستهاند ، زيرا از يك سو قائل به صفات نفسانى خداوند هستند و از سوى ديگر قرآن را كلام قديم ( و غير مخلوق ) خداوند مىدانند . اما اصوليان و فقها و علماى زبان عربى قرآن را كلام لفظى مىخوانند ( گرچه متكلمان نيز شريك اين عقيده
--> ( 1 ) . سيوطى ، همانجا ؛ صالح ، 19 . ( 2 ) . 668 - 669 . ( 3 ) . سيوطى ، همانجا ؛ صالح ، همانجا . ( 4 ) . مجمل اللغة ، 750 . ( 5 ) . زركشى ، 1 / 373 . ( 6 ) . 19 - 20 . ( 7 ) . 1 / 14 . ( 8 ) . كلام نفسى آن است كه انسان با نيروى نهفته تكلم ، كلماتى در نفس و درون خود و بدون ابراز با اعضاء ، فراهم آورد ، از اينرو با كلمات خيالى كه در ذهن خود ترتيب مىدهد ، سخن مىگويد اما اگر با صداى حسى ، آن را تلفظ كند ، كلمات او ، كلام لفظى خواهد بود ( زرقانى ، 1 / 15 - 16 ) .