محمد يوسف حريرى

391

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

يائسه وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ ( طلاق - 14 ) در اصطلاح فقه زنى را گويند كه از قاعدگى نوميد است . و زن يائسه را در شرع احكام خاص است از جمله اين‌كه عدّه طلاق ندارد و طلاقش هميشه بائن است . ( معارف و معاريف ) يأجوج و مأجوج قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ( كهف - 94 ) به اين دو لفظ دوبار در قرآن مجيد ( كهف 94 - انبياء 96 ) اشاره شده است . بنا به مفاد قرآن آنها قومى ( دو قبيله ) بودند كه در زمين تبهكارى مىكردند ( و براى ساكنان اطراف مركز خود مزاحمت شديدى ايجاد كرده بودند ) . ذو القرنين در برابرشان سدى ساخت و اينان نمىتوانستند بر فراز آن بالا روند و يا در آن رخنه ايجاد كنند ، تا آن گاه كه سد يأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از فراز هر بلندى بشتابند . نوشته‌اند كه در تورات ( كتاب حزقيل و كتاب روياى يوحنا ) از آنها به عنوان يأگوگ و مأگوگ ياد شده كه معرب آن يأجوج و مأجوج مىباشد . اهل تفسير و قصص در تشخيص محل جغرافياى سد يأجوج و مأجوج مانده‌اند و قبيلهء يأجوج و مأجوج را مختلف گفته‌اند . برخى اين نام را بر طايفه‌اى از مردم چين اطلاق كرده‌اند . برخى آنها را « سكاها » و « ستى » ها مىدانند . بعضى گفته‌اند اينان همان تاتار بوده‌اند كه حدود 600 سال قبل از ميلاد يك دسته از آنها در سواحل درياى سياه پراكنده شده و هنگام پايين آمدن از دامنهء كوه‌هاى قفقاز ، آسياى غربى را ( كه امروز مغولستان ناميده مىشود ) مورد هجوم قرار مىدادند . به گفته‌اى از مجموع تورات استفاده مىشود كه گروه يا گروه‌هاى بزرگى بودند كه در دور دست‌ترين نقطهء شمالى آسيا زندگى داشتند . يأس ( ى ء ) وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ ( يوسف - 78 ) قطع اميد از كارى را گويند و منشأ آن يا جهل است و يا عدم توكل . و در قرآن آمده كه از رحمت خدا نااميد نباشيد . ( فرهنگ معارف اسلامى - فرهنگ علم كلام ) ياسين - يس ياقوت كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ گويى آنها ياقوت و مرجانند . ( رحمن - 58 ) - در توصيف بهشت است از زنان دست نخورده بهشتى . در زمانهاى قديم وارد زبان عرب شده و برخى آن را ايرانى مىدانند . ( بينات - ش 7 - ص 61 و 65 ، فرهنگ قرآن - ج 2 - ص 62 ) يثرب ( ى ر ) وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ ( احزاب - 13 ) يثرب نام مدينة الرسول بوده است قبل از هجرت . و در جهت تسميهء اين شهر به يثرب نوشته‌اند نام مردى از عمالقه بود كه آن را بنا كرد ، يا اين شهر به نام نخستين اقامت‌كننده در آن ، يثرب بن قاتيه از نژاد سام بن نوح يثرب ناميده شد . يحيى ( ى يا ) پيامبرى كه نام « 1 » مباركش پنج بار در قرآن مجيد ( آل عمران 39 - انعام 85 - مريم 7 و 12 - انبياء 90 ) ذكر گرديده است و به نبوتش تصريح شده به زعم برخى صاحب كتاب بود و به زعمى نيز آن حضرت كتاب آسمانى ويژه‌اى نداشته و مكلف به عمل به تورات بود . او مصدق و بشارت دهندهء

--> ( 1 ) . به معنى زندگى بخش ذكر شده است .