محمد يوسف حريرى
356
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
منسوخ - ناسخ و منسوخ منسوخ التلاوه ( م خ تّ و ) 1 . آنگونهاى از تلاوت قرآن كه در زبان بعضى قاريان رايج بود و حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله چون مىشنيد جلوگيرى مىكرد و تصحيح مىفرمود اين كلمات يا جملات را مفسران منسوخ التلاوه نام نهادند . ( پژوهشى پيرامون آخرين كتاب الهى ، ج 1 ، ص 31 ) 2 . به گفته گروهى از مفسران اهل سنت منسوخ التلاوه آياتى هستند كه بعد از مدتى كه رسول اكرم و مسلمانان آن آيات را مىخواندهاند خداوند آنها را نسخ كرد و خواندن آنها را منع كرد . اما گفتن اينكه در قرآن منسوخ التلاوه وجود داشته است از اينكه گفته شود قرآن تحريف شده ناهنجارتر است . ( تاريخ قرآن ، ص 59 و 61 و 85 ) منسوخ القرائة - منسوخ التلاوة منفره - سورهء منفره منقذه - سورهء منقذه منقره - سورهء منقره من و سلوى ( م نّ و س ل وا ) وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى ( بقره - 57 ) نوشتهاند چون بنى اسرائيل از چنگال فرعون نجات يافتند مأمور ورود به سرزمين مقدس فلسطين شدند ، اما در جواب حضرت موسى عليه السّلام گفتند تو و خدايت به جنگ برويد و ما در همين جا هستيم ، پس از پيروزى شما وارد آن سرزمين خواهيم شد ، و لذا در اثر اين نافرمانى مدت چهل سال در بيابان تيه سرگردان ماندند و در اين حال سرگردانى بود كه به خلافكارى خود پى بردند و توبه كردند و از خداوند خواستند تا نعمتهاى خويش را بار ديگر به آنها ارزانى دارد و خداوند نيز آنها را مورد لطف قرار داد بطورى كه ابرها بر سر آنها سايه مىانداخت تا از گرماى خورشيد ناراحتى نبينند و بر آنان من و سلوى فرو فرستاد . و اما در اينكه من و سلوى چيست احتمالات مختلفى دادهاند : الف . منّ « 1 » - نوعى قارچ . چيزى همانند « ربّ » غليظ . چيزى همانند صمغ ( شيرهء درخت ) كه بر روى درختان مىريخته با طعم شيرين عسل كه هنگام شب بر روى درختان مىريخت . عسل طبيعى موجود در كوهها و سنگلاخها . نان مخصوصى كه شبها نازل مىشد . چيزى مثل تخم گشنيز كه شب در محيط ريخته مىشد كه بنى اسرائيل آن را مىكوبيد و گردههايى مىساخت كه طعم نان روغنى داشت . ب . سلوى - نوعى پرنده كه از اطراف و اكناف بطور فراوان به آنسرزمين مىآمدند و بنى اسرائيل از گوشت آن استفاده مىكرد . مرغ بريان شدهاى بنام « سمانى » كه بر سفره آنان حاضر مىشد . ( فرهنگ لغات قرآن ج 2 ، ص 506 - تفسير نمونه ، مجمع البيان ) منهج اصطلاح تفسيرپژوهى است و بررسىهاى روش تفسير را گويند . ( بينات - ش 7 ص 152 )
--> ( 1 ) . بعضى از مفسرين اسلامى « من » را مطلق لفظى دانستهاند كه خداوند بر بنى اسرائيل منت كرده بود . ( دائرة المعارف فارسى )