محمد يوسف حريرى
30
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
آفرينش خداوند نامحدود است درحالىكه انسان موجودات بسيار محدود را مىتواند ابداع كند . خلق و ابداع پروردگار خالى از هر عيب و نقص است اما ابداع انسان گاه توأم با انواع ضعفها و نقصهاست كه در جريان عمل بايد آنها را تكميل كند . در آنجا كه انسان توانايى بر اين امر پيدا مىكند آن نيز به اذن و فرمان خداست كه بىاذن او در عالم حتى برگى بر درخت نمىجنبد ( تفسير نمونه ) . احسن القصص ( ق ص ) نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ ( يوسف - 3 ) الف . به عقيدهء گروهى به قصهء حضرت يوسف ( سورهء يوسف ) گفته مىشود كه شرح حال ايشان است و اين سوره از آن جهت احسن القصص خوانده شده كه متضمن ذكر انبياء و صلحا و ملائكه و شياطين و جن و انس و انعام و طيور و عقلا و سفها و روش پادشاهان و آداب مماليك و طريقهء تجارت و اختلاف حالات انسان و حيلهء زنان و حياى ايشان و ذكر توحيد و فقه و علم تعبير خواب و آداب سياست و حسن معاشرت و تدبير معاش است . ب . به عقيدهء برخى مراد جميع قرآن است كه در نهايت بلاغت است به احسن معانى و عذوبت الفاظ و تلاؤم و تشاكل بين مقاطع و فواصل و معذلك متضمن اخبار گذشته و آينده و جميع ما يحتاج تا روز قيامت است . ( منهج الصادقين ) احسن القول ( ق ) به قرآن گويند . ( حجة التفاسير ، ج 3 ، ص 246 ) احقاف ( ا ) 1 . نام يكى از سورههاى قرآن مجيد است - سورهء احقاف 2 . از احقاف يك بار در قرآن مجيد ( آيه بيستم سورهء چهل و ششم ) ياد شده است و مسكن قوم عاد معرفى گرديده و آن نام سرزمينى است بين يمن و عمان يا از عمان تا حضر موت امتداد داشته و ريگزارى است مشرف بر دريا در يمن و قبيلهء عاد ( كه مردمى جبار بودند ) در آن مىزيستند و حضرت هود عليه السّلام از آن ميان به پيغمبرى مبعوث شد و به نقلى قبر آن حضرت در احقاف است ( اعلام قرآن - قصص قرآن ) احكام قرآن احكامى كه تشريعش در قرآن مجيد ذكر شده و فرمودهاند حدود پانصد آيه به بيان احكام عبادات و معاملات و غيره تعلق دارد . احكم الحاكمين « أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ » ( تين - 8 ) عادلترين دادرسان . نيكوترين داوران . خداى تعالى است . ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 126 ) احمد وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ( صف - 6 ) آيهء شريفه صريح است در اين كه محمد رسول را خبر داده است و احمد نام آن حضرت است و گفتهاند پيش از ايشان شخص ديگرى به نام احمد موسوم نبود و در زمان آن حضرت و زمان صحابه نيز به احترام رسول اللّه نام احمد همچنان باختصاص خود باقى بود تا زمانى كه يكى از اصحاب امام صادق عليه السّلام بدين نام ( احمد بن عمرو تميمى ) ناميده شده ( قاموس قرآن اعلام قرآن - و . . . )