محمد يوسف حريرى

28

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

پسرش خانه را بر لاشهء پدر خراب كرد . اتجاه ( ا تّ ) اصطلاح تفسيرپژوهى است و بررسى ديدگاه و جهت‌گيرى مفسر را گويند ( بينات - ش 7 - ص 152 ) اتخاذ ( ا تّ ) اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ ( توبه - 131 ) تعبيرى است در مورد شرك‌گرايى اقوام و امم يعنى بدون اين‌كه نام خاصى بر شىء يا شخصى نهند با آن به گونه‌اى رفتار كنند كه گويى همان نام را بر او نهاده‌اند . بوده‌اند كسانى كه در مقام نامگذارى ، إله و رب و معبود ناميده نشده‌اند ولى با آنها به گونه‌اى معامله و رفتار شده كه گويى إله و رب و معبود هستند ( مكتب اسلام ، ش 421 ، ص 49 و 50 ) اثام ( ا ) ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً ( فرقان - 68 ) دره‌اى است در جهنم . ( الاتقان ، ج 2 ، ص 454 - لغت‌نامه ) عذاب و عقوبت ( قاموس قرآن ، ذيل اثم ) اثبات ( ا ) در اصطلاح تجويد به حال خود گذاردن حرف آخر كلمه است . در مورد وقف حركت را ثابت نگاه دارند و به سكون تبديل نكنند . ضد حذف ( لغت‌نامه - فروغ قرآن ، ص 61 ) اثم ( ا ) يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ ( بقره 219 ) هفت چيز ( خمر شراب ، گمان‌هاى بد ، كتمان شهادت ، تغيير و تبديل دادن وصيت كسى ، رباخوارى ، خيانت به خويش به خاطر ايمان ، ميسر ) در قرآن مجيد به صراحت به اثم ( به معنى گناه و ضرر ) تعبير گرديده است ( دائرة الفرائد ، ج 1 ، ص 171 - قاموس قرآن ) اجر ( ا ) وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( نحل - 41 ) مزد ، ثواب و پاداش كه در مقابل عمل نيك به انسان مىرسد و در قرآن مجيد اطلاقى است راجع به ثواب دنيا و آخرت كه به مؤمنين و پرهيزكاران وعده داده شده است . در قرآن كلمهء « اجر » گاهى متصف به صفات عظيم ، كبير ، اعظم ، غير ممنون ، حسن ، به غير حساب آمده كه هريك مربوط به دسته‌اى است . اجزاء قرآن - جزء اجل ( ا ج ) به مقتضاى آيات قرآن مجيد اجل ( مدت بقاى هر چيز ) توسط خداوند از پيش مقدر شده است : 1 . مدت امت ( اعراف - 34 ) 2 . مدت آبستنى ( حج - 5 ) 3 . مدت سير ستارگان ( لقمان - 28 ) 4 . مدت انجام مناسك ( حج - 34 ) 5 . سر رسيدن عمر و مدت زندگى ( انعام - 2 ) 6 . مدت خلقت آسمان‌ها و زمين و پايدارى آنها ( روم - 8 ) اجل مسمى ( م س مّا ) يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ( نوح - 4 ) 1 . اجل مسمى ( كه اجل ادنى و اجل مشروط و اجل معلق هم گويند ) اجلى است در مورد عمر انسان كه با دگرگون شدن شرايط و موانع ممكن