محمد يوسف حريرى

278

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

اين دو جمله ( آيات شيطانى ) را شيطان بر زبان تو جارى ساخت و من هرگز چنين جمله‌هايى نگفته‌ام . و اما دربارهء اين افسانهء تهمت‌آميز كه براى افترا زدن به توحيد جعل گرديده محققان فرموده‌اند : الف . اصولا در لغت و اشعار عرب لفظ غرانيق دربارهء خدايان آنها به كار نرفته است ، تنها غرنيق و غرنوق در لغت به معنى مرغ آبى سياه يا سفيد يا حيوان سفيد و زيبا آمده كه هيچ يك از اين معانى با معناى خدايان سازگار نيست . ب . آياتى كه بعد از ذكر نام بت‌ها ( در دنبالهء آيه ) مىآيد همه بيان مذمت بت‌ها و زشتى و پستى آنهاست ( بتان جز نام‌هايى بيش نيستند كه شما و پدرانتان ناميده‌ايد و خدا هيچ حجتى دربارهء آنها نازل نكرده است ) و با اين مذمت چگونه ممكن است چند جمله قبل از آن مدح بت‌ها شده باشد ؟ ! د . افسانهء غرانيق با آيات آغاز نجم باطل مىشود كه ميفرياد : « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » ( پيامبر از روى هواى نفس سخن نمىگويد ، آنچه مىگويد تنها وحى الهى است ) . ج . ستيز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با بت‌ها رد كنندهء خرافهء مذكور است . ه . تلبيس ابليس در اين‌جا لازمه‌اش تكذيب كلام خداوند است كه قرآن را ضمانت كرده است ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ ) . و . جعلى بودن خبر از اين‌جا نيز معلوم مىشود كه به گفتهء جاعلين چون اين خبر به حبشه رسيد مسلمانان خشنود از اين پيشامد همگى برگشتند و در مكه با مشركين برادرانه به زندگى خود ادامه دادند و اين چگونه ممكن است درحالىكه شب هنگام به پيامبر وحى مىشود كه اين كلمات از تلبيس ابليس است ، اين خبر در فاصلهء يك روز ( با امكانات و وسائل آن روز ) به مسلمين حبشه برسد و در اين فاصله كوتاه آنها به مكه برگردند ؟ ! ز . راويان اين افسانه افراد ضعيف و غير موثقند و نيز قديمىترين مدرك اين افسانه از تاريخ مسلمين ، طبقات ابن سعد و تاريخ طبرى است كه آنها نيز داستان را از زبان شش تن نقل مىكنند كه حاضر در ماجرا حاضر نبوده‌اند : 1 . محمد بن كعب قرظى - طبق مدارك مورخين يا اصولا در زمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وجود نداشت و يا اين‌كه تولدش در اواخر زندگى آن حضرت بوده و معلوم است كه اين شخص در اوايل بعثت و حتى چند سال پس از هجرت هم متولد نشده بود . 2 . محمد بن قيس - او از مهاجرين به حبشه بوده و در روز واقعه حضور نداشته است . 3 . ابو العاليهء رياحى - وى اگرچه در زمان آن حضرت حيات داشت ولى به قول خودش هرگز پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را نديده است . 4 . سعيد بن جبير - او متولد سال 38 يا 46 هجرى است . 5 . عبد اللّه بن عباس - او در سال 10 بعثت به دنيا آمد و در زمان حادثه هنوز متولد نشده بود . 6 . مطلب بن عبد اللّه بن خنطب - او مسلما زمان حضرت را درك نكرده و برخى گويند وى از ياران پيغمبر تنها يكى را ديده است . ح . ريشهء حقيقت كجاست ؟ ابن كلبى مورخ قرن دوم ( و متوفاى سال 204 هجرى ) در كتاب الاصنام خود مىنويسد : « طايفهء قريش هنگام طواف كعبه اين سرودها را مىخواندند : لات و عزا و مناة كه مانند پرنده آبى زيبا هستند ما به شفاعت و يارى آنها نيازمند هستيم ( ترجمهء فارسى ، ص 60 ) و به اين