محمد يوسف حريرى
277
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
غ غار اصحاب كهف أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ ( كهف - 9 و 10 ) غارى كه اصحاب كهف بدان پناه بردند . طبق روايات اين غار در جزيرهء افسس بوده ( فرهنگ فارسى ) غارمين ( ر ) « إِنَّمَا الصَّدَقاتُ . . . وَ الْغارِمِينَ » ( توبه - 60 ) ورشكستگان ( قرضداران ) . يكى از مصارف زكات به موجب آيه پرداخت به غارمين است . غاشيه ( ى ) هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ ( غاشيه - 1 ) 1 . نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء غاشيه 2 . قيامت ، از آن جهت غاشيه خوانده شد كه عموم را فرا گيرد و احدى از آن مستثنا نيست ( قاموس قرآن ) غافر نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء غافر غافر الذنب ( ف ر ذّ ) غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ ( غافر - 3 ) آمرزندهء گناه . خداى تعالى است . ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 146 ) غث و سمين ( غ ثّ س ) اينكه آيا قرآن غث و سمين « 1 » دارد از قديم معركهء آراء قرآنپژوهان و قرآن شناسان مسلمان بوده است ( قرآن شناخت ، ص 134 ) غرانيق ( غ ) اشاره به داستانى است كه توسط دشمنان جعل گرديد . بر اين پايه كه ( در سال پنجم بعثت ) روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در كنار كعبه در هنگام قرائت سورهء و النجم چون به آيات « أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى » رسيد ناگهان بر زبانش جارى شد كه : « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى » ( اينها غرانيق عالى مقامند و شفاعت آنها مورد رضايت است ) و با اين گفته مشركان شاد شدند ، اما شب هنگام جبرئيل نازل گرديد و گفت
--> ( 1 ) . كلام فصيح و بليغ توأم با سخنان غير فصيح و غير بليغ ( فرهنگ فارسى )