محمد يوسف حريرى

259

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

ع ع از علايمى كه در قرآن به كار برده شده : 1 . از رموز وقف در تلاوت و نمايندهء آن است كه وقف و وصل يكسان است ( قواعد القرائة ، ص 65 ) 2 . به جاى شماره‌گذارى يكايك آيات در آخر هر ده آيه كلمهء « ع » يا « عشر » نگاشته مىشد . ( پژوهشى پيرامون آخرين كتاب الهى ، ج 1 ، ص 186 ) 3 . علامتى نمايندهء ( - ) ركوعات و بر اتمام قصه يا موضوعى دلالت مىكند . عده‌اى در نماز ختم قرآن مىكنند و براى هر قسمتى به ركوع مىروند تا بالاخره در نمازهاى متعدد قرآن ختم مىگردد ( تعليم قرآن مجيد با روش جديد ، ص 75 ) عاد وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً ( هود - 50 ) قبيله‌اى است از قبايل عرب كه مردمى بت‌پرست و با تمدن و داراى هيكل‌هاى بلند و سطوت فراوان و صاحب مسكن‌هاى آبرومند و سرزمينى بارور بودند و حضرت هود پيامبر عليه السّلام بر عاد مبعوث شد اما فقط عدهء كمى به او گرويدند و ديگران از قبول دعوت سر باز زدند و دچار عذاب شدند . هفت شب و هشت روز باد ( صرصر ) بر ايشان وزيد و جز آن حضرت و پيروانش بقيه هلاك شدند . طبق قرآن مسكن اين قوم « احقاف » بود كه بگفتهء مورخين عرب فاصلهء ميان عمان و حضر موت است . قرآن همچنين در سورهء نجم ( آيه 50 ) از « عاد الاولى » ياد مىفرمايد و توصيف قوم عاد به « الاولى » ( عاد نخستين ) يا به خاطر قدمت اين قوم است يا به خاطر آن است كه در تاريخ دو قوم عاد وجود داشته است . قوم عاد اولى كه به جهت نافرمانى از پيامبرشان حضرت هود به هلاكت رسيدند و ديگر دسته‌اى از قوم عاد كه به هنگام هلاكت قومشان در مكه اقامت داشتند و از ايشان قومى به وجود آمد كه عاد آخرى نام گرفتند و به حضرت هود عليه السّلام ايمان آوردند و قوم ارم ( بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ - فجر 7 ) از ايشانند . ( منهج الصادقين ، ص 93 - حجة التفاسير ، ص 135 - تفسير نمونه ، ج 22 ، ص 569 ) عاد آخرى - عاد عاد الاولى وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى ( نجم - 50 ) - عاد عاديات نام يكى از سوره‌هاى قرآن مجيد است -