محمد يوسف حريرى
175
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
سوره دو بار بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ( مكه و مدينه ) وحى شد . اين سوره يك نيمهاش ثنا مىباشد و يك نيمه دعا . يك نيمه حق ربوبيت است و يك نيمه حق عبوديت ( تفسير ابو الفتوح ، ج 1 ، ص 18 - مجمع البيان ، ج 13 ، ص 213 - حيوة القلوب ، ج 3 ، ص 160 - لغتنامه - دائرة المعارف فارسى ) سبعة احرف ( ار ) - نزول قرآن به هفت حرف سبعة حروف - نزول قرآن به هفت حرف سبعهء معلقات - معلقات سبعهء معلقه - معلقات سبيل اللّه ( س ل لّا ) وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ( اعراف - 86 ) در قرآن مجيد سبيل ( راه ) هاى متعددى به خداوند نسبت داده شده ، مثل قتل فى سبيل اللّه و انفاق فى سبيل اللّه و هجرت فى سبيل اللّه . و سبيل اللّه هر راهى است كه رضاى خدا در آن باشد و يكى از مصارف زكات به موجب قرآن براى سبيل اللّه است . ستة ايام ( س تّ ة ا ىّ ) خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ( اعراف - 54 ) در قرآن ( در سورههاى اعراف 54 - يونس 3 - هود 7 - فرقان 59 - سجده 4 - ق 38 - حديد 4 ) آمده است كه خدا آسمانها و زمين را در ستة ايام ( شش روز ) آفريد . و غرض از ستة ايام روزهاى معمولى نيست بلكه شش دوران است و احتمال اينكه منظور از شش روز ، شش دوره خلقت باشد بعيد نيست ، اما آيا اين شش دوره چگونه بوده است و به چه اعتبارى تقسيم شده است چيزى از آيات و روايات به دست نيامده آنچه به احتمال قوى مىتوان گفت اين است كه شش روز به معناى شش بيست و چهار ساعت نيست ( قاموس قرآن - تفسير نمونه - مجموعهء معارف قرآن ، مجموعه جهان شناسى ، ش 69 ، ص 34 ) سجاوندى كردن ( س و ) 1 . آيات قرآن را با طلا و شنگرف نوشتن است ( حجة التفاسير ، تعاليق ، ص 395 ) 2 . علامت سجاوندى را در قرآن به كار بردن . ( لغتنامه ) - رموز وقف سجاوندى وقف علامت وقف و وصل ( در قرآن ) را گويند كه شيخ عبد اللّه سجاوندى از علماى اهل سنت وضع كرد ( اجود القرائة ، ص 114 ) - رموز وقف سجده ( س د ) 1 . نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء سجده 2 . وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً ( فرقان - 64 ) پيشانى بر زمين گذاشتن ( تذلل و خضوع ) و در اسلام سجده بر غير خداوند حرام است . سجده آدم وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ ( بقره - 34 ) 1 . سجده براى آدم بود به معنى تعظيم و تكريم .