محمد يوسف حريرى

176

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

2 . سجده براى خدا بود و آدم قبله بود نظر به آن كه سجدهء عبادت براى غير خدا جايز نيست . 3 . سجده به مغوى لغوى است يعنى انقياد و خضوع نه معنى شرعى آن‌كه روى بر خاك نهادن و يكى از اركان نماز است ( فرهنگ فروزانفر ) سجدهء تلاوت پيشانى گذاردن بر زمين با شنيدن يا قرائت 15 آيهء قرآن - سجده‌هاى قرآن سجدهء لقمان - سوره سجده لقمان . سجده‌هاى قرآن در پانزده مورد از آيات قرآن مجيد به علت تلاوت ( يا شنيدن ) آن بايد سجده نمود و پيشانى بر زمين گذاشت كه در مواردى واجب و در مواردى مستحب است . 1 . سجدهء واجب - قارى يا مستمع تمامى هريك از آيه‌هاى چهار گانهء قرآن مجيد بايد بلافاصله سجده كند . و اين آيات عبارتند از : آيهء آخر سورهء نجم . آيهء آخر سورهء علق . آيهء 15 سورهء سجده . آيهء 37 سورهء حم سجده ( فصلت ) 2 . سجدهء مستحب - يا سجدهء مندوبه . سجده‌اى است كه با قرائت يا شنيدن هريك از آيات يازده‌گانه انجامش ثواب دارد و اين آيات عبارتند از آيه‌هاى 48 نحل - 15 رعد - 58 مريم - 107 بنى اسرائيل - 25 نمل - 60 فرقان - 24 ص - 77 و 18 حج - 206 اعراف - 121 انشقاق ( توضيح المسائل ، مسأله 1102 - انيس المقلدين ، ص 11 - و . . . ) سجل ( س ) متصل خواندن سوره را . ( لغت‌نامه ) سجيل ( س جّ ) سنگ كه سه بار در قرآن مجيد از آن ياد شده است : 1 . وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ ( حجر 74 - هود 82 ) سنگ‌هايى كه بر قوم لوط ( هنگامى كه مورد عذاب خداوند قرار گرفتند ) فرو ريخت . 2 . تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ( فيل - 4 ) سنگباران شدن اصحاب فيل سجين ( س جّ ) وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ ( مطففين - 8 ) دوزخ . از مجموع روايات برمىآيد كه سجين مكانى است بسيار پست در دوزخ كه اعمال يا نامهء اعمال بدكاران را در آن مىنهند ، يا سرنوشت آنها گرفتار شدن در آن زندان است ( تفسير نمونه ) سحت - اكل سحت سحر ( س ح ) وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ( ذاريات - 18 ) بخش آخر شب پيش از طلوع فجر و آيه از استغفار در سحرگاه‌ها ( اسحار ) حكايت مىكند كه بهترين وقت براى ياد خداست . و از امام صادق عليه السّلام منقول است كه فرمود بهترين وقتى كه در آن خدا را بخوانيد سحرهاست . ( معارف و معاريف - قاموس قرآن ) سحر ( س ) خدعه . آنچه عوامل آن نامرئى و مرموز باشد . و در قرآن مجيد : 1 . مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى ( طه - 66 ) مقصود از سحر فريفتن و تردستى و شعبده و چشم‌بندى است و حقيقتى ندارد كه بتواند در اشياء تصرفى كند و اثرى بگذارد بلكه اين تردستى و چشم‌بندى ساحران است كه آن‌چنان جلوه