محمد يوسف حريرى
153
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
ابراهيم خليل عليه السّلام شناختهاند و ذى القرنين اصغر را كسى مىدانند كه سد يأجوج و مأجوج را ساخته است . ج . نام ذو القرنين - در اينكه ذو القرنينى كه در قرآن مجيد آمده چه كسى است در ميان مفسران گفتگو بسيار است و محققان و مفسران در اين زمينه به نتيجهء اقناعكنندهاى نرسيدهاند و در مورد افراد چندى كه نام بردهاند شك و ترديد و بىاطمينانى وجود دارد و از جملهاند : 1 . اطوكس - كسى كه بر يكى از ملوك بابل به نام حاميرس ( صاميرس ) چيره شد . 2 . منذر بن امرء القيس - يا منذر بن ماء السماء ( ابن ماء السما كه مادرش ماء السماء بود ) حدود 505 ميلادى به سلطنت حيره رسيد و در 554 در نبرد با حارث بن جبله غسانى كشته شد . گويند با دو دشمن از شرق و غرب جنگ كرد و بر هر دو ظفر يافت و خويشتن را ذو القرنين نام كرد و عربها او را ذو القرنين خواندند . 3 . صعب حميرى - يا مصعب حميرى به سال 320 - 300 سلطنت داشت . 4 . شمرير عس - يا شمر يحرعش دو گيسو بر شانه داشت و ناقلان آثار شاهان در فتوحات ( محدود ) او غلو كردهاند . 5 . عمرو بن منذر لحى - 6 . تسن چى هوانك تى - امپراطور چين در قرن سوم ميلاد ( و يأجوج و مأجوج را اقوام مغول و سد يأجوج و مأجوج را نيز ديوار چين دانستهاند ) اما طبق نوشتهها او بىرحم و جاهطلب بود و دانشمندان بسيارى را به جرم ابراز عقايد خود به قتل رسانيد و امر كرد تا كتابخانههاى مخالفان را بسوزانند ضمن اينكه در ساختن ديوار چين ظلم بسيارى صورت گرفته است . 7 . اسكندر مقدونى - ذو القرنين بودن او ( كه بعضى او را اسكندر ذو القرنين مىخوانند ) يكى از نظريههاى مشهور است . او به روم و مغرب و مصر و شام و بيت المقدس و عراق و ايران تسلط پيدا كرد و قصد « هند » و « چين » را نمود ( و به اين ترتيب به شرق و غرب عالم رسيد ) اما زندگىنامهء او پر است از ستمگرىها و جاهطلبىها و قتل عامها و نيز با وجود اينكه گويند اسكندر شهرهاى زيادى ساخته ولى سد معروفى نساخته است . 8 . داريوش كبير - اما اين پادشاه نه براى ترويج دين زردشت لشكركشى كرد و نه به چين رفت كه ديوار بنا كند و نه سدى براى جلوگيرى از هجوم سكاها ( كه برخى يأجوج و مأجوج را بر آنها منطبق كردهاند ) بساخت . داريوش در شمال كوههاى قفقاز در دشتهاى خالى از سكنه دستور ساختن ديوارى عظيم در وسط صحرا را داد ولى ناتمام گذاشت و خراب شد . 9 . كورش كبير - ذو القرنين بودن اين پادشاه از نظريههاى مشهور و جديد است بر اين مبنا كه اوصاف اخلاقى او را مورخين خوب توصيف كردهاند و مجسمهاى هم در نزديكىهاى استخر او را به صورتى نشان ميدهد كه تاجى بر سر دارد كه دو شاخ همانند شاخهاى قوچ در آن ديده مىشود . همچنين او سفرهايى به شرق و غرب و شمال كرد ( كه منطبق كردهاند با سفرهاى سهگانهاى كه در قرآن مجيد ذكر شده ) . و نيز گفتند كه كورش وقتى به كوههاى قفقاز رسيد تا تنگهء ميان دو كوه رسيد براى جلوگيرى از هجوم اقوام وحشى با در خواست مردمى كه در آنجا بودند در برابر تنگه سد محكمى بنا كرد .