محمد يوسف حريرى
149
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
ذ ذئب يوسف وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ . ( يوسف - 17 ) - آنگاه كه برادران حضرت يوسف ( عليه السلام ) او را در چاه انداختند پيش پدر رفتند و پيراهن به خون آغشته را به پدرشان دادند و گفتند يوسف را گرگ دريده است . و ذئب يوسف از تلميحات قرآنى است و در محاورهء عربى كسى را كه به عمل زشت ديگرى متهم شود و در حقيقت ساحت او از آن عمل زشت برى باشد ذئب يوسف ( گرگ يوسف ) تسبيه مىكنند . ( بينات - ش 6 - ص 83 ) ذات المر ( ت ل م ) سورتى از قرآن كه به الف . لام . ميم . را . آغاز مىشود ( لغتنامه ) ذات الصدور ( ت صّ ) إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( مائده - 7 ) - رازهاى سينه . كنايه از اسرارى است كه در دل باشد كه اظهار نكرده باشند و به زبان نرانند ( فرهنگ لغات قرآن - ج 1 - ص 447 ) ذات بىشريك ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ ( روم - 28 ) - از تمثيلات قرآنى است . در اين مثل روشن مىشود كه خداوند شريكى ندارد و در ناحيه صدور افعال هم كمككنندهاى نداشته و اين مخلوقات همه مملوك اويند نه شريك او در خلقت يا تدبير امور و انزال رزق . پس عبادت فقط خداى يكتاى بىشريك را سزاست ( تشبيهات و تمثيلات قرآن - ص 114 ) ذات طس ( ت ط ) سورتى از قرآن كه به طس آغاز مىشود ( لغتنامه ) ذاريات نام يكى از سورههاى قرآن مجيد است - سورهء ذاريات ذبح عظيم وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ( صافات - 107 ) لغتا ذبيح يا مذبوح بزرگ و بزرگوار . اين تركيب وصفى يكبار در قرآن مجيد به كار رفته است ( در داستان حضرت ابراهيم عليه السّلام كه در خواب ديد بايد فرزندش را قربانى كند و سپس فرستاده شدن فدا )