محمد يوسف حريرى

142

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

صورت‌هاى زيبا يعنى سيرت و صورتشان هر دو خوب است ( فرهنگ لغات قرآن - ص 328 ) خير الامور و اوسطها از امثال كامنه ( مخفى ) قرآن مجيد است . - لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ ( بقره - 68 ) . نه از كار افتاده و پير و نه بكر و كار نكرده ميانه بين اين دو . ( الاتقان - ج 2 - ص 415 ) خير البريه إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ ( بينه - 7 ) بهترين خلقان ( آفريدگان ، اهل عالم ) مراد از آن به گفتار بسيارى از مفسران فريقين با استناد به احاديثى از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله حضرت على عليه السّلام و شيعهء اوست ( قرآن‌پژوهى ، ص 607 ) خيط ابيض و خيط اسود ( خ ) حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ( بقره - 187 ) خيط يعنى نخ و مراد از خيط ابيض ( نخ سفيد ) سفيدى صبح است و خيط اسود سياهى شب مىباشد . و جهت اين‌كه ظهور صبح به اين نحو به نخ تشبيه شده اين است كه ملاك در حرمت افطار و وجوب روزه پخش شدن سفيدى نيست بلكه ملاك پيدا شدن خط روشنايى است به اندازهء نخ از ميان سياهى شب ، كه در نظر باندازهء نخى اگر پيدا شد همين كافى است در حرمت غذا خوردن ( مجمع البيان )