السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )
85
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )
آسمانى مانند يهوديت و نصرانيت قرار گرفته بود . اين شبهه را نيز با بيان دو مطلب مورد گفتگو قرار مىدهيم : اوّلا ، بخش مكّى ، جانب تشريع را واننهاده است ؛ هر چند تنها به اصول كلّى و مقاصد عمدهء دين پرداخته است . چنان كه در اين آيات شريفه آمده است : قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ ، نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ ، وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ ، وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ، ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ . . . « 1 » . همچنين نظرات و برداشتهاى قرآن كريم دربارهء آفرينش و زندگى و جامعه و انسان ، به طور مجمل در لابهلاى آيات و سور مكّى مطرح شده است . . . . از اين گذشته ، ما در بخش مكّى قرآن ، و بويژه در سورهء انعام « 2 » بخصوص ، گفتگو دربارهء بسيارى از قوانين و آداب و رسوم اهل كتاب را مىبينيم ، و اين گواه آن است كه قرآن كريم در اين قانونگذاريها و مطالب مربوط به آنها پيش كسوت نبوده است . ثانيا ، پديدهاى را كه اين شبههپردازان شاهد بر مدّعاى خويش گرفتهاند ، از نگرش ديگرى نيز مىتوان تفسير كرد ، كه با تعريف اصل اين پديدهء الهى و آسمانى نيز همخوانى داشته باشد . مطابق اين ديدگاه ثانوى ، سخن گفتن از تفصيلات احكام شريعت در مكّه ، كارى پيش از وقت است . زيرا ، هنوز اسلام زمام حكومت را در دست نگرفته است كه بخواهد قانون وضع كند . امّا ، در مدينه كار به عكس است . از اين رو ، بخش مكّى وارد تفاصيل تشريع نمىشود . زيرا ، تفصيل قواعد فقهى و قوانين شريعت ، با مرحلهء مقدماتى دعوت كه هنوز دعوت اسلام در آغاز مسير است ، سازگار نيست . به عكس ، بايد به جوانب ديگر كه با اساس دين و موضع كلّى دعوت همخوانى دارد ، بپردازد . چنان كه اندكى پس از اين شرح خواهيم داد . د ) بخش مكّى از دليل و برهان استفاده نكرده است
--> ( 1 ) انعام / 151 - 152 ( 2 ) آيات 119 تا 121 و 138 تا 146