السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )
84
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )
اوّلا ، كوتاهى عبارات و ايجاز به بخش مكّى اختصاص ندارد . در بخش مدنى نيز سورههاى كوتاهى ، مانند نصر و زلزله و بيّنه و مانند آنها را داريم . طول و تفصيل هم به بخش مدنى اختصاص ندارد ؛ در بخش مكّى نيز سورههايى طولانى مانند انعام و اعراف را داريم . اختصاص بخش مكّى قرآن به كوتاهى و ايجاز ، ممكن است به اين معنا گرفته شود كه طبيعت بيشتر آيات و سور مكّى است ؛ اين مطلب درستى است ، امّا به هيچ وجه من الوجوه دلالتى بر قطع رابطه ميان دو بخش مكّى و مدنى قرآن كريم ندارد . زيرا ، براى محقّق شدن اين رابطه ، كافى است قرآن كريم برخى سورههاى طولانى و مفصّل را نيز در بخش مكّى بياورد ؛ تا آمادگى و توانايى متكلّم در جهت تفصيل مفاهيم و موضوعات نيز مشخص گردد . گذشته از آن كه گاه در سورههاى مدنى آيات مكّى درج شده است ، و بر عكس ؛ و در هر دو حالت ، يكپارچگى و همبستگى آيات سوره تا آنجاست كه تصوّر مىرود ، سوره يك جا نازل شده است ، و اين خود دليل روشنى است بر ارتباط و اتّصال ميان دو بخش مدنى و مكّى قرآن كريم . ثانيا ، مطالعات زبان شناسانهاى كه دانشمندان مسلمان و ديگران انجام دادهاند ، دليل و گواه است بر اين كه ايجاز يكى از مظاهر توانايى خارق العادهء متكلّم در بيان و تعبير است . بنابراين ، ايجاز يكى از جلوههاى اعجاز قرآن است ، و نقص يا عيبى براى بخش مكّى نيست ؛ بويژه ، اگر اين نكته را نيز در نظر بگيريم كه قرآن براى تحدّى در برابر عربزبانان در آوردن سورهاى مشابه سورههاى قرآن تحدّى كرده است و تحدّى به يك سورهء كوچك ، چشمگيرتر و جالبتر از تحدّى به يك سورهء طولانى است . ج ) بخش مكّى در مضامينش به تشريع و احكام نپرداخته است گفتهاند : بخش مكّى قرآن ، در ميان موضوعاتى كه مطرح كرده ، به سراغ احكام و نظامها و مسايل تشريعى نرفته است ؛ در حالى كه بخش مدنى به تفصيل به اين قسمت پرداخته است ؛ و اين خود تشابه ديگرى است از تأثير پذيرى قرآن از محيط و شرايط اجتماعى ؛ و نيز گفتهاند كه جامعهء مكّه يك جامعهء متمدّن نبود ، و هنوز معارف و قوانين اهل كتاب به آنجا راه نيافته بود ، بر خلاف جامعهء مدينه كه به ميزان گستردهاى تحت تأثير فرهنگ و معارف اديان