السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )

78

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )

مىآورد كه قرآن تحت تأثير شرايط و محيطهاى مختلف اجتماعى و شخصى قرار گرفته است كه آثار خود را در ساختار قرآن و شيوهء ارائهء آن ، و مطالب و موضوعاتى كه به آنها عنايت داشته است بر جاى نهاده است . پيش از آن كه وارد گفتگو دربارهء شبهات و ردّ و ايراد آنها بشويم ، بهتر است دو مسألهء زير را كه تأثير بسزايى در فهم بحث و باز شناسى نتايج آن خواهند داشت ، ملاحظه كنيم : مسألهء اوّل ، اين كه ناگزير ، از آغاز كار ، بايد فرق بگذاريم ميان اين نگرش كه قرآن را تحت تأثير شرايط محيط و ديگر عوامل ، و نقش‌پذير از آنها مىداند ؛ و نگرش ديگرى كه قرآن را مؤثّر در اوضاع و احوال مجاور خود ، و ناظر بر آنها ، در جهت متحوّل گردانيدن آنها به نفع دعوت اسلام مىداند . نگرش اوّل ، در حقيقت ، بشرى بودن قرآن را منظور دارد . قرآن را در سطح واقعيتهاى روزمرّه و جزئى از محيط اجتماعى اطراف خود مىنگرد ، كه هم از محيط تأثير مىپذيرد ، و هم در آن اثر مىگذارد ؛ به خلاف نگرش دوم ، كه اصلا چنين فكر نمىكند ، زيرا ، طبيعت موضع‌گيرى قرآن كريم كه دگرگونى اجتماعى را هدف گرفته است ، و نيز ، طبيعت اهداف و غاياتى كه قرآن در صدد تحقّق بخشيدن آنهاست ، اين مراعات را لازم مىآورد ، و اهداف مورد نظر ، همواره چگونگى شيوه و راه و روشى را كه قرآن بايد اتّخاذ كند ، مشخص مىسازند . فرق است ميان اين كه اوضاع و شرايط محيط و واقعيتهاى بيرونى ، خودشان را بر رسالت تحميل كنند ، و اين كه اهداف و غاياتى كه رسالت در صدد تحقّق بخشيدن آنهاست ، شيوه و روش خاصّى را براى رسالت اقتضا كنند ؛ زيرا هدف و منظور از رسالت دو چيز جدا و مستقل از رسالت نيست ، تا آن كه تأثير آن دو بر رسالت ، يك تأثير تحميل شده‌اند خارج به حساب آيند . بنابراين ، ما در عين حال كه نگرش اوّل را در ارتباط با قرآن مردود مىشمريم ، از پذيرفتن نگرش دوم در ارتباط با قرآن ، موضوعات و مضامين قرآن ، و ديگر جنبه‌هاى قرآن ، ابايى نداريم . مسألهء دوم ، اين كه تعريف و تفسير اصل وجود پديده‌اى به نام قرآن را ناگزير بايد همواره