السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )
55
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ . . . « 1 » ؛ كه « امر به معروف » و « نهى از منكر » در كنار « حلال گردانيدن پاكيزهها » و « حرام گردانيدن پليدىها » و « برداشتن فشارها و قيد و بندها » آمده است . همچنين ، « انذار » در بسيارى از آيات قرآنى همراه با « تبشير » آمده است : كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ ، وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ ، فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ، وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ « 2 » . شايد اين آيهء شريفه به روشنى جايگاه و نقش انذار را در قرآن و كار پيامبران مشخّص گرداند . بنا به مفهوم اين آيه ، انذار وظيفهاى است كه « پيامبر » به موازات « كتاب » - كه به حق حكم مىكند ، و اختلافات را چارهسازى مىنمايد ، و به راه و روش درست و صراط مستقيم هدايت مىكند - عهدهدار آن وظيفه است . اگر در نظر بگيريم كه معادلهء اصلى دين بر دو مسألهء انذار به عقاب و تبشير به ثواب در آخرت استوار است ، در خواهيم يافت كه چرا قرآن بر انذار به عنوان هدف نزول خود و مأموريت پيامبران تأكيد دارد . اين تأكيد به خاطر آن است كه سيماى زندگى و معيارهاى آن كه در منطق دين ، در « قسط » و « ميزان » خلاصه مىشوند ، پيوندى اساسى با زندگى ابدى در سراى ديگر و تبشير به ثواب و انذار به عقاب در آخرت ، دارند ؛ و « اقامهء حجّت » بر مردم در ارتباط با مسايلى كه دين و پيامبر مطرح مىكنند ، به عنوان يك عنصر اساسى در اين معادله مدخليّت دارند ، و به همين جهت ، قرآن بر اين مسأله تأكيد مىكند . از سوى ديگر ، تأكيد بر اين مطلب كه مأموريت پيامبر منحصر در « انذار » يا « تبليغ » يا « اقامهء حجّت » است ، مىتواند يك تقويت روحيّه و كارسازى روانى نيز براى پيامبر بوده باشد . پيامبر ممكن است تصوّر كند كه تحقّق بخشيدن عملى به آن دگرگونى اجتماعى ريشهاى نيز جزئى از مسؤوليّت اوست ، و هنگامى كه ببيند دگرگونى مورد نظر عملا صورت
--> ( 1 ) اعراف / 157 ( 2 ) بقره / 213