السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )
111
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )
خطايى كه از خليفه در اجراى بعضى احكام شرع سر بزند ، سر و صدا بلند كنند ؛ با وجود اين ، در تاريخ كوچكترين اشارهاى به احتجاج يا شبه احتجاج در اين ارتباط نمىيابيم تا بتواند اشارهاى به وقوع اين فرضيه داشته باشد . چگونه امكان دارد مخالفان در عهد شيخين و پس از آن ، همهء اين مسايل را مسكوت گذاشته باشند و هيچ حرف و سخنى دربارهء آن نياورده باشند ؟ ! از اينجا ، موضع ما در برابر سبب دوم روشن مىگردد ، زيرا : اوّلا ، آگاهى امّت اسلام و نگاه تقديسآميز امّت به كتاب خدا و ارتباط آن با خدا ، به گونهاى بوده است كه پذيراى هيچ گونه تغيير و تبديل نبودهاند ، و مطلقا اجازهء وقوع چنين عملى را نمىدادهاند . ثانيا ، امكان نداشته است كه مخالفان چنين فرصتى را از دست بدهند و در كشمكش با حكومت و خليفه از آن سوء استفاده نكنند ؛ در حالى كه هيچ گونه اشارهاى به چنين مطلبى در سخنان آنان نمىيابيم . ثالثا ، اسناد سياسى پردامنهاى وجود دارد كه مشتمل بر ملاحظاتى پيرامون دخالتها و تصرّفات خليفه ابوبكر و خليفه عمر است ؛ مانند درگيرى سياسى حضرت زهرا عليها السّلام و پس از آن امير المؤمنين عليه السّلام و طرفداران آن حضرت كه به امامت او ايمان داشتند ؛ و اين بزرگواران هرگز به يك نصّ قرآنى اشاره نكردهاند كه در نسخهاى از قرآن كريم ، كه در دست ماست ، تدوين نشده باشد ؛ و اگر چنين نصّى در قرآن وجود داشت ، طبيعى بود كه آن را به عنوان ابزارى براى غلبه بر موقعيّت و پيروز گردانيدن جانب حق كه به خاطر آن مبارزه مىكردند ، به كار گيرند . حالت سوم ، محالتر از دو حالت پيشين و از حقيقت تاريخى بسى دور تر از آن دو حالت قبلى است ؛ به دليل عوامل ذيل : اوّلا ، اسلام ، و در كنار آن ، قرآن كريم ، آن چنان انتشارى ميان مردم و در سرزمينهاى مختلف پيدا كرده بود ، و آن قدر مسلمانان در طول زمان ، قرآن را از يكديگر فرا گرفته و به يكديگر ياد داده بودند كه براى عثمان - اگر همچنين مىخواست - امكان نداشت كه چيزى از قرآن بكاهد ؛ و اين كار حتّى براى كسانى كه برتر و بالاتر از عثمان نيز بودند ، امكان