مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )

58

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )

نتوان گفت همهء واژگان ، لااقل بخش قابل توجهى از آنها را دربر مىگيرد . « 1 » ابن عباس مىگويد : من تمام قرآن بجز واژه‌هاى « حنانا » ، « أوّاه » و « رقيم » را مىدانم . « 2 » روشن است كه اين سخن مربوط به زمانى است كه او معناى آنها را نمىدانسته ، ولى بعدا آنها را آموخته است . به‌هرحال ، اين مطالب و آمار و ارقام ، حاكى از توانمندى ابن عباس در شناخت واژه‌هاى دور از فهم قرآن است و بيانگر اين است كه وى الفاظى را كه از معناى آنها آگاهى نداشت مدنظر قرار مىداد ، آن‌گاه به سخن اعراب گوش مىداد تا معناى آن واژه‌ها را دريابد . از ابن عباس نقل شده كه گفت : من معناى واژهء « يحور » را نمىدانستم تا اين‌كه شنيدم زنى عرب به دختر خردسالش گفت : حورى يعنى برگرد . « 3 » او در مورد سخن خداى سبحان : إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً « 4 » ، مىگويد : من اين آيه را قرائت مىكردم و نمىدانستم معنايش چيست ، تا اين‌كه با دختر مشرح ازدواج كردم و از او شنيدم كه گفت ، فتح اللّه بينى و بينك ؛ يعنى خدا ميان من و تو داورى كرد . « 5 » ابن عباس به كمك همين دانش لغوىاش توانست در هنگام تفسير ، زبان اصيل قريش را از زبانهاى ديگر قبايل عرب متمايز سازد . به عنوان مثال ، وى در مورد آيهء : وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً ، مىگويد : « بور » در گويش قبيله أزد عمان « 6 » به معناى « فاسد » و در سخن عرب به معناى « نابودى » است ، چنان‌كه گفته مىشود : أصبحت أعمالهم بورا ؛ يعنى

--> ( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 120 ، س 5 . سيوطى از صفحه 115 تا 121 ، مطالبى را در مورد تفسير لغت نامأنوس و دور از فهم قرآن از ابن عباس ذكر مىكند و اخيرا آنها را استاد محمد فؤاد عبد الباقى در كتابى جداگانه گردآورى كرده و آن را معجم غريب القرآن - كه از صحيح بخارى استخراج شده - ناميده است و در اين كتاب آنچه تنها از طريق ابو طلحه از ابن عباس نقل شده ، آمده است . ( چاپ حلبى ) . ( 2 ) - تفسير طبرى ، ج 14 ، ص 132 . ( 3 ) - زمخشرى ، تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 533 . ( 4 ) - فتح / 1 . ( 5 ) - ابن قتيبه ، مشكل القرآن و غريبه ، ج 1 ، ص 48 . ( 6 ) - يكى از شعبه‌هاى قبيلهء ازد كه به عمان رفتند ، اسلام آوردند و سپس مرتد شدند . اعلام المنجد .