پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

77

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( نور ، 35 ) . معمولا از اين آيه چنين دريافته‌اند كه در آن سخن از خدا يعنى نورى است كه ، مانند چراغى در چراغدانى ، دل مؤمن را روشن‌مىكند . ولى مقاتل اين آيه را با وقفه‌اى مىخواند ، وقفه‌اى ميان جملهء نخست آن كه خدا را منظور دارد ، و بقيهء آيه كه او محتواى آن را بر پيغمبر ( ص ) تطبيق مىدهد . متن تفسير مقاتل از اين قرار است : « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ : يعنى خدا راهنماى ساكنان آسمانها و زمين است . بعد وقفه‌اى در سخن پيش‌مىآيد ، و خدا ستايش پيغمبرش را آغازمىكند و استعاره‌اى در حقّ او مىآورد و مىفرمايد : مَثَلُ نُورِهِ ، يعنى نور محمد ( ص ) ، هنگامى كه هنوز در پشت پدرش عبدالله بود ، كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ : چراغدان يعنى پشت عبدالله ، پدر محمد ( ص ) ، و چراغ يعنى ايمان در وجود محمّد . چون آبگينه‌اى كه چراغ درون آن بود از چراغدان بيرون آمد ، چراغدان تاريك شد ، زيرا نور خود را از دست داد : مراد از اين چراغدان عبدالله است ؛ سپس خدا محمد ( ص ) را به آبگينه تشبيه‌مىكند و مىفرمايد : الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ ، يعنى توصيف محمد در كتب انبياء ، به روشنى ستارهء درخشندهء زهره در ميان ستارگان است . » حسن بصرى ، چنان كه سهل تسترى « 74 » از او روايت‌مىكند ، بر آن بود كه قلب انبياء نورانىتر از آن است كه با اين‌گونه نورها توصيف شود ؛ او مىگفت منظور از مثل نوره قلب مؤمن و تابش ضياء توحيد در آن است . ابن مسعود نيز مراد از « چراغدان » را قلب مؤمن مىداند كه در آن « چراغى » مىدرخشد كه همان نور قلب است . « 75 » سفيان ثورى معتقد بود كه مقصود از اين نور قرآن است نه محمد ( ص ) . سپس آيه از رمز ستاره به رمز درخت مىپردازد ، و مقاتل در اينجا نيز مراد آيه را همچنان محمد ( ص ) مىداند و مىگويد : « يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ ، اين درخت مبارك نمودگار ابراهيم خليل‌الله است ؛ بنابراين محمد ( ص ) ، كه از سلالهء ابراهيم ( ع ) است ، نور خود را از ابراهيم مىگيرد . خدا به ابراهيم با تمثيل زيتونة ( درخت زيتون ) اشاره‌مىكند كه نمودگار اطاعت زيباى اوست ؛ درخت زيتونى لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ ( نه شرقى و نه غربى ) : يعنى ابراهيم ، به هنگام نمازگزاردن ، نه مانند مسيحيان روى به مشرق مىايستاد و نه مانند يهوديان روى به مغرب ، بلكه روى به مكّه مىايستاد ؛ درخت زيتونى كه يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ ( روغنش ، هر چند

--> ( 74 ) . تفسير ، ص 68 . ( 75 ) . سلمى ، همان ، تفسير آيهء نور . قال الحسن البصرى : عنى بذلك قلب المؤمن و ضياء التوحيد لأنّ القلوب الانبياء صلوات الله عليهم انور من أن توصف به مثل هذه الانوار . . . تفسير قرآن العظيم ، سهل بن عبداللّه تسترى ، قاهره ، 1326 ق / 1908 م ، ص 103 . - م .