پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
76
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
سينهء تو براى نظر گشوده شد و سينهء موسى براى كلام ؟ » ( ابن عطا ) . « 72 » مقايسهء اين جملات با تفسير مقاتل بهتر از هر توضيحى نشانمىدهد كه ذهن اسلامى تا چه حدّ در آرمانى كردن شخصيّت حضرت محمّد ( ص ) پيش رفته است . تفسير آيهء ديگرى از قرآن نيز از اين جهت شايان توجه است : قرآن دربارهء محمد ( ص ) مىفرمايد : وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ( قلم ، 4 ) . در نظر مقاتل ، اين خلق عظيم همان دين اسلام است كه محمّد ( ص ) بدان ايمان آورده است و به سبب آن مردم مكّه او را « مجنون » خواندهاند . معنى لفظى « خلق » سجيّهء اخلاقى يا حالت كسى است كه « نيكخو » باشد . از اين رو ، انتظار مىرفت كه مقاتل در اينجا از سجاياى اخلاقى محمد ( ص ) سخن بگويد و تصوير اخلاقى بس ستايش آميزى از او ترسيمكند ؛ ولى هيچ اثرى از اينكار ديدهنمىشود . سياق سخن در قرآن محمد ( ص ) را در كشمكش با مردم مكه نشانمىدهد كه او را « مجنون » و « مفتون » مىشمرند ؛ بنابراين ، وقتى كه خداوند مىفرمايد كه پيغمبرش داراى « خلق عظيم » است ، اين براى مقاتل بدين معنى است كه راهى كه او به آن « هدايت » شده است بهترين راه است و در كشمكش پيغمبر و دشمنان مكّى او ، حق با اوست . دراينجا نيز مقايسهء ميان تفسير مقاتل و تفسير عرفانى بعدى روشنكنندهاست . « خلق عظيم » با جداشدن از سياق سخن ، در تفكّر صوفيان به صورت مترادف عاليترين موهبتهاى روحانى درمىآيد : « قال الحسين ( حلّاج ) عظم خلقك حيث لم ترض بالاخلاق و سرت و لم تسكن الى النّعوت حتى وصلت الى الذّات ثم فنيت عن الذّات بالذّات حتى وصلت الى الحقيقة الذّات » « 73 » : « خلق تو بدان سبب عظيم است كه تو به اخلاق مخلوقات راضى نشدى ؛ پيش رفتى و در صفات الهى متوقّف نماندى . تا به ذات رسيدى ؛ سپس به وسيلهء ذات [ او ] از ذات [ خود ] فانى شدى تا آنجا كه به حقيقت ذات [ او ] رسيدى . » با اين همه ، در كنار اين شخصيت تاريخى و به موازات آن ، خطوط شخصيّتى مثالى ترسيم مىشود كه بر اثر آن ذهن مسلمان به تدريج محمد ( ص ) را موجودى فوق تاريخى مىشمرد كه پيش از آفرينش وجودداشته و در حقيقت نورى بودهاست كه خدا از آن همه چيز را آفريده است . به طور كلّى پيوندى نزديك ميان تحوّل اين شخصيت مثالى و تحوّل تأويل نمادى وجود دارد . در هر حال ، در نزد مقاتل ، آرمانى شدن شخصيت پيغمبر ( ص ) از درون تفسير نمادى بعضى از آيات قرآن آغازمىشود . مقصود ما تفسير شخصى و اصيلى است كه او از آيهء مشهور نور به دست مىدهد : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ
--> ( 72 ) . سلمى ، حقايق التفسير ، در تفسير آيهء 7 ، سورهء ضحى و آيهء 1 ، سورهء انشراح . ( 73 ) . همان ، در تفسير آيهء 4 ، سورهء قلم ؛ تحقيق ، ص 406 .