پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

54

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

اين حوزه دقيقا قلمروى است كه در آن قوهء خيال حكومت مىكند و جايى است كه مقاتل اساس چيزى را كه مشخصهء تفسير استعارى است پديد مىآورد . در حالى كه مقاتل در دو سطح قبلى ، وقتى كه توضيحى مىدهد آن را به اختصار و خسّت برگزار مىكند ، در اينجا تفسير او گسترش مىيابد و شامل انبوهى از افسانه‌ها و گزارشهاى خيالى و انواع نمادها و استعاره‌ها مىشود . نوشته‌اند كه براى فهم دقيق متن قرآنى از اين انبوه مشوّش قلمرو خيال محض طرفى نمىتوان بست . « 46 » در جستجو در بطن اين وجدان امّت اسلامى است كه مىتوانيم دريابيم كه قرآن زنده است . ناديده گرفتن آنچه مربوط به « قلمرو خيال » است ، به عنوان اينكه قابل آن نيست كه ما را به « فهم دقيق » متن قرآنى رهنمون شود ، به مثابهء آن است كه قرآن را از امّتى كه آن را مىخواند جدا سازيم و آن را از زنده‌ترين بخش آن تهى كنيم و تنها ، به قول ابومدين ، « قديد » ى از آن را نگاه داريم . « 47 » و امّا امّت اوّليّهء اسلامى ، كه مقاتل در اينجا يكى از منعكس كنندگان آن است ، قرآن را نه تنها بر پايهء قرائت لفظى و يا مبتنى بر تاريخ ، بلكه همچنين بر اساس قرائت استعارى يا خيالى خوانده است . اگر اين قرائت اخير در مكاتب شيعى غلبه يافته ، و در مذهب تسنّن ، با نهضت تصوّف ، سر برآورده‌است ، به سبب آن است كه از همان آغاز و پيش‌از گسستن قطعى وحدت اوّليّه ، به نحوى در تفسير اسلامى وجود داشته است . در هر حال ، اين نوع قرائت در تفسير مقاتل وجود دارد و از طريق او به نسل اوّليّهء مفسّران بازمىگردد . قصد ما آن نيست كه تمامى موادّ اين تفسير را بررسى كنيم ، بلكه فقط مىخواهيم قطبهاى اساسيى را كه تمثيلها يا نمادها يا اسطوره‌ها گردآنها فراهم‌مىآيد نشان‌دهيم : اين تمثيلها و نمادها و اسطوره‌ها را بعضى از فقرات قرآنى به تخيّل مفسّر القامىكند . براى ما اهميّت ندارد كه اينها ساختهء خود مسلمانان باشد يا از منابع بيگانه گرفته شده باشد ، ما آنها را همان گونه كه وجدان امّت اسلامى با آنها بيان ما فى الضّمير كرده است مىگيريم و به عنوان محتواى اين وجدان در يكى از لحظات تاريخ آن تلقّى مىكنيم . 4 . تفسير و خيال بر خلاف نوعى تفسير شيعى كه بر معنى لفظى معنى ديگرى ، استعارى يا نمادى ، « الصاق مىكند » كه در حقيقت حاكى از گرايشهاى اعتقادى يا سياسى خاصّ خويش است ، و نيز بر خلاف تفسير صوفيانه كه از لفظ به نمادى مىپردازد ، كه از طريق « استنباط » به عنوان

--> ( 46 ) . بلاشر ، مقدّمه ، ص 238 . ( 47 ) . نقل از : ماسينيون ، تحقيق ، ص 123 .