پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
55
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
حقيقت روحانى لفظ بر آن مكشوف شدهاست ، تفسير مقاتل استعاره را در كنار لفظ مىگذارد و اين و آن هر دو را به موازات هم پيشمىبرد بىآنكه روابطى حقيقى ميان آنها برقرار كند ؛ استعاره در اينجا ، نه انتزاع لفظ يا نفى آن است و نه حقيقت آن ؛ تنها راهى است كه به وسيلهء آن دايرهء تنگ لفظ - شرع - را مىشكند تا به جهانى دست يابد كه ديگر مقولات تخطى ناپذير حلال و حرام بر آن حاكم نيست . مقاتل مىنويسد : « قرآن بر اساس سه مقوله بر پيغمبر ( ص ) نازل شدهاست : امر و نهى ، وعد و وعيد ، و اخبار پيشينيان . » امر و نهى كه بخش اساسى شرع را تشكيلمىدهد درست قلمرو تفسير لفظى است ، زيرا شريعت تنها مىخواهد كه احكامش در حدود و بر طبق صورت لفظ شنيده و به كار بسته شود . در مقابل ، دو مقولهء ديگر وحى زمينهء ديگرى بر خيال عرضه مىكند كه در آن خيال از ضبط شريعت بيرونمىرود ، و در آنجاست كه تفسير استعارى به وجودمىآيد . مقاتل مىنويسد : « خداوند در قرآن مثلهايى مىآورد كه بعضى دربارهء خود اوست ، بعضى دربارهء مشركان و بتپرستان و بعضى نيز مربوط به جهان و قيامت و آخرت است . در آن اخبارى هست از پيشينيان و آنچه در بهشت و دوزخ . . . و در دل مؤمنان و كافران مىگذرد » ( برگ 2 الف ) . در ميان اين امثال كه مبدأ حركت خيال مفسّر است ، آنهايى كه بيش از همه توجّه مقاتل را جلبمىكند امثال مربوط به پيشينيان ( عمدة پيغمبران ) و نيز امثال مربوط به اخرويّات ، يعنى بعث و حساب است ، بر همين امثال است كه ما مىخواهيم مخصوصا درنگكنيم . امّا پيش از آنها ، بايد بر امثال « مربوط به جهان » بپردازيم كه به مقاتل ميدانمىدهد تا نوعى نماد تكوّن عالم را طرحريزى كند . الف . جهان ، آدميان و فرشتگان مقاتل در كيهانشناسى ابتداييى كه تكوّن آن به ابن عبّاس و كعب الاحبار « 48 » بازمىگردد به نمادهاى كيهانيى كه غالبا در قرآن به آنها اشاره مىشود توسّل مىجويد . در آغاز ، خدا هفت آسمان و هفت زمين را آفريد ( قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ ، مؤمنون ، 88 ؛ ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ ، فصلت ، 11 ؛ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ ، طلاق ، 12 ) ، به صورت تودهاى انبوه و فشرده ، سپس به بخار آب فرمان داد و بخار به بالا برخاست ، و بدين گونه زمين
--> ( 48 ) . ثعلبى ( ص 16 تا 21 ) دو منبع ذكر مىكند و ابن عباس را در مقابل كعب الاحبار مىگذارد كه ابن عباس او را « دروغگو » مىخواند . همچنين نگاه كنيد به تحقيق فهد ، آغاز جهان از نظر اسلام ( Lanaiss ancedumondeselon l'Islam ) ، كه در منابع شرقى ( so urcesorientalesI , p . 237 sqq ) ، انتشار يافتهاست .