پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

50

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

3 . تفسير و تاريخ تحليل ما دربارهء اين چند كلمهء قرآنى ، كه در اصطلاحات عرفانى اسلامى مخصوصا شايان اهمّيّت است ، نشان مىدهد كه مقاتل به چه شيوه‌اى قرآن را در سطح نخستين آن تفسير مىكند . بعلاوه به ما امكان مىدهد كه دريابيم روش تفسير لفظى او كدام است . قبلا گفتيم - و اكنون با شواهد نشان داديم - كه مقاتل بر خلاف ابن عبّاس هيچ‌گاه از قرآن خارج نمىشود تا آيه‌اى را با توسّل به منابع بيرونى تفسير كند ، بلكه عمدة براى روشن كردن معنى كلمه‌اى از سياق كلام قرآنى مدد مىگيرد . بايد افزود كه مقاتل در تفسير خود مانند يك عالم فقه اللّغه يا زبانشناس هم عمل نمىكند . به ندرت ديده مىشود كه او براى يافتن معنى كلمه‌اى نخست به ريشهء آن و معنى اوّليّهء ريشه مراجعه كند . زيرا ، براى او ، معنى يك كلمه از درون خود آن كلمه برنمىآيد ، بلكه از بيرون آن ، يعنى از بستر كلامى كه كلمه در آن جاىگرفته‌است ، دريافته مىشود . نمونهء اين‌گونه تحليل كلمات تحليل كلمهء « تأويل » است : كلمهء « تأويل » به خودى خود و در ريشهء ثلاثى آن به معنى بازگرداندن چيزى به اوّل يا مبدأ آن است ، ولى چنان كه ديديم ، مقاتل معنايى عكس اين معنى را از آن استنباط مىكند ، كه عبارت‌است از عمل پىگرفتن چيزى تا آخرين پىآمدهاى آن ، و اين معنى را سياق كلام به او تحميل مىكند . و امّا اين اشتغال خاطر مخصوص به توسّل جستن به سياق كلام براى تعيين معنى كلمات به عقيدهء ما ناشى از مواظبت خاصّ مقاتل - و تفسير اوّليّه به طور كلى - است به اينكه وحيها را درست در بستر تاريخى آنها قرار دهد . در كنار ترجمهء كلمات ، « اسباب النّزول » يا موجبات تاريخى وحى جاى مهمى در تفسير مقاتل دارد . در حقيقت ، همچنانكه هر كلمه‌اى با مرادفى ترجمه مىشود ، همچنان نيز هر بار كه فهم متن اقتضا كند ، مقاتل شرايط تاريخيى را كه آيه‌اى يا گروهى از آيات در آن شرايط نازل‌شده است نشان‌مىدهد ، به اين معنى كه تاريخ ، مكان ، شخصيّتهاى مورد نظر و علل مادّى و خلاصه روزنامهء وحى را ذكر مىكند ؛ هيچ واقعهء عينى از زندگى پيغمبر ( ص ) نيست كه او نداند و هيچ آيه‌اى نيست كه ابهام تاريخى داشته باشد و او كليد آن را نداشته باشد . در مجموع ، تفسير او مشتمل بر انبوهى از اطّلاعات تاريخى مهم و ظاهرا عينى است . ولى ارزش حقيقى اين اطّلاعات چيست ؟ سؤال ، اگر بدين گونه مطرح شود ، از محدودهء اثر مقاتل در مىگذرد ؛ زيرا چنين سؤالى همهء نوشته‌هاى تاريخى ادوار اوّليّهء اسلام را در بر مىگيرد . موضوع اسباب نزول فصل خاصّىاست كه بايد آن را در مجموعهء بسيار پيچيده‌اى جاى داد ، ولى هنوز پرتو روشنى بر اين مجموعه نتافته است . يكى از نويسندگان متأخّر در اشاره به مواد و