پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

339

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

راه استوار شدى بايست كه همين مقصد تو است . چنين مىگويد پروردگار : بيرون آر دست راستت را و با آن علم خود را برافراز و نه خواب باش و نه بيدار تا من به سراغت بيايم » ( ص 213 ) . اين كه آيا در اينجا زمين نماد خود است ، از اين جهت كه در وجود طبيعى خود استعداد دگرگونى دارد ، يا اين كه نماد نفس است كه به خلوت خدا فرا خوانده شده است ، چندان شايان اهميت نيست ، زيرا خاصيّت نشانهء نمادى اين است كه همواره فراتر از معانيى است كه مىتوان به آن داد ؛ آنچه مهمّ است ايجاد زبانى نو ميان خدا و زمين است ، زبانى كه در آن اين فضيلت به زمين داده شده است كه به يمن « جابه‌جايى عاشقانهء نقشها » « چهرهء خدا شود كه از چهره‌اى طالع مىشود » ؛ زمين ، يعنى همهء آفريدگان ، زيرا همهء آفريدگان از اين پس مىتوانند اين نقشى را كه بر اثر دگرگونى زبان در وقفه بر عهدهء آنها نهاده شده است ايفا كنند . اكنون به « اعلام » ى كه به خورشيد داده مىشود كه او نيز ، با گذار از جهان طبيعت به جهان نمادها ، به قلمرو زبان دگرگون شده درآيد ، گوش مىدهيم : « همچنين پروردگار مرا در وقفه نهاد و گفت : به خورشيد بگو « 179 » ، اى كه با قلم پروردگار نوشته شده‌اى ، روى بنما و دامن بگستران و روى به جايى نه كه شادى خود را در همّ خود بيابى و ماه را پيشاپيش خود بفرست و بگذار تا ستارگان ثابت با نگاه تعقيبت كنند ، و از زير ابر سير كن و از اعماق آبها طلوع كن ، در مغرب فرو مشو و از مشرق برمياى و سايه را ساكن گردان « 180 » ، زيرا تو رحمت پروردگار و قدس اويى و تو را نزد هر كس كه بخواهد مىفرستد . . . چنين مىگويد پروردگار : برآى ، اى خورشيد رخشان ، زيرا من شب را رانده‌ام ، و بر همه چيز بگستر ، با تو دانه مىرويد و هر درختى به اذن پروردگارش ميوه مىدهد ؛ يتيم به تو روى مىآورد و بزرگ مىشود و شبانان « 181 » گرد تو فراهم مىآيند و مىبينى كه چگونه نور من مىدرخشد . پس آماده شو ، اى كه خروج تو آغاز مىشود و زاد راه بردار ، زيرا تو نور پروردگارى » ( ص 125 و 216 ) . چنان كه مىبينيم ، نمادهاى كيهانى به صورت الفباى زبان نوى درمىآيد كه « به قلم پروردگار نوشته مىشود » . اگر انسان مىتواند اين الفبا را بخواند به سبب آن است كه خود

--> ( 179 ) . بايد يادآورى كرد كه ، در زبان عربى ، خورشيد ( الشّمس ) مؤنّث است . به همين سبب متن حال و هوايى دارد كه نمىتوان آن را در ترجمه نشان داد . خواننده خود بايد ، در عالم تصوّر ، تأنيث اصلى متن را به آن بازگرداند . ( 180 ) . اشاره به قرآن كريم كه مىفرمايد : « أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا » : نديده‌اى كه پروردگار تو چگونه سايه را مىكشد ؟ اگر مىخواست در يك‌جا ساكنش مىگرداند . آن‌گاه آفتاب را بر او دليل گردانيديم ( فرقان ، 45 ) ( نقل از قرآن ترجمهء عبد المحمد آيتى - م ) . ( 181 ) . در بعضى نسخه‌ها : به جاى « رعاة » ، « دعاة » آمده است .