پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

18

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

زبان حقيقى ، يعنى زبانى كه تجربهء اصيلى را در خود دارد ، همزمان با وجود تجربه و در همان حركتى كه تجربه را به آگاهى مىبرد به وجود مىآيد . بنابراين براى دريافتن اين معنى كه چگونه در اسلام زبان اصطلاحى صوفيانه‌اى پديد آمد ، بايد به فراتر از دوران اختلافات ، يعنى به زمانهاى اوّليهء نشو و نماى خود تجربه بازگشت تا بتوان به روندى كه موجب شده است متفكّران اسلامى به ايجاد زبان تازه‌اى ، متفاوت با « زبان معتاد » روى آورند پى برد . امّا بايد گفت كه اين زبان زبان مطلقا تازه‌اى نيست ، زيرا هيچ تجربه‌اى سر از ذهنى كه تهى از مفاهيم مشخّص باشد بر نمىآورد . اين معنى اگر در هنر يا در فلسفه صادق باشد ، در اسلام به طريق اولى صادق است ، زيرا در اسلام وجدان مذهبى تنها در صورتى به وجود مىآيد كه زبان مشخّصى را كه قرآن در دسترس او مىگذارد جذب وجود خود كند . مىدانيم كه در اسلام همه چيز از قرآن آغاز مىشود و همه چيز بايد به قرآن باز گردد ، و هرچه چنين نباشد ، اگر كفر غير قابل تحمّل نباشد ، دست كم بدعت مشكوكى است . بنابراين ، در قرآن است كه زبان تصوّف اسلامى نشو و نما مىيابد ، و اين زبان ، با همهء اصطلاحى بودن يا اصطلاحى شدنش ، بايد به نحوى منشأ قرآنى خود را ، اگر نه از لحاظ صورت ، دست كم از لحاظ محتوا نشان دهد . اين سخن تازگى ندارد ، و حتى از وقتى كه مسئلهء منشأ جنبش تصوّف در اسلام را مطرح كرده‌اند ، بس كه مورد بحث و بررسى و قبول و انكار قرار گرفته ، ملال آور شده است . قصد ما اين نيست كه بر سر اين مشاجرهء معروف كه ماسينيون گفتنيهاى آن را گفته است بازگرديم . ولى قصد ما ، با توجّه به دلبستگى شايان اهميّت متصوّفه به قرآن ، اين است كه ، در اينجا ، كهن‌ترين متون را بررسى كنيم تا از رهگذر آنها راهى را كه تأمّل قرآنى مسلمانان اوّليّه در پيش گرفته است بيابيم و در اين تأمّل نشو و نماى زبانى را كه رفته رفته زبان اصطلاحى تصوّف اسلامى خواهد شد قدم به قدم دنبال كنيم . اين قصد بدين معنى است كه ما ، در نزاعى كه مدافعان قرائت تحت‌اللفظى قرآن را در برابر هواداران قرائت مجازى - علىالاجمال : فقها و صوفيان - قرار مىدهد ، پيشاپيش جانب هيچ يك را نمىگيريم ، بلكه به متون كهن مراجعه مىكنيم تا ببينيم كدام يك از اين دو نحوهء قرائت اصيل‌تر و وفادارتر به قرآن است . مىدانيم كه فقها كه قرآن را از نظر لغوى يا فقهى مىخوانند قرائت استعارى صوفيان را به عنوان بدعتى كفر آميز و مخالف قرآن محكوم مىكنند . در حقيقت چون نگرش مبتنى بر تقيّد مفرط آنان به ظاهر شرع بر اسلام رسمى تسلّط يافته و تقريبا به صورت نگرش مألوف اسلامى در آمده است ، صوفيان ، در چشم‌تاريخ ، چهرهء فرقه‌اى كم و بيش مخالف دين يافته‌اند ، و قرائت قرآن آنان قرائتى متأخّر و بيگانه از اسلام نخستين تلقّى شده است .