پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

299

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

سكوتى كه گويى ناشى از تصميم قبلى همگانى است - در قدمت اثر او شك مىكند و آن را متعلّق به زمانهاى متأخّرتر مىداند . و تنها در قرن هفتم / سيزدهم است كه ابن عربى ( متوفّى 638 / 1240 ) نشان از او به دست مىدهد و چندين بار در فتوحات مكّيّه « 99 » از او نام‌مىبرد . از اين تاريخ نفّرى ناگهان دوباره به صحنه مىآيد : پس از آنكه ابن عربى از او نام مىبرد ، شاذلى ( متوفّى 656 / 1258 ) كتاب او را مىخواند و عفيف الدّين تلمسانى ( متوفّى 690 / 1291 ) آن را تفسير مىكند و شوشترى ( متوفى 650 / 1252 ) در منظومهء مشهورى كه الهامى فوق تاريخى از حلقه‌هاى پيونددهندهء عرفان اسلامى به دانايان هرمسى يونان است ، از او در زمرهء « بندگان عشق » « 100 » آيين هرمسى نام مىبرد . « 101 » اين است نخستين دليل آنكه ما نفّرى را به عنوان راهنما انتخاب كرده‌ايم . نفّرى ما را در جهانى نو ، ناشناخته براى بسيارى از خوانندگان ما ، وارد مىكند . دليل دوم مستقيم‌تر به موضوع ما ربط دارد . كدام است آن دليل ؟ بالاتر گفتيم كه زبان عرفانى در واژگانى فنّى ، در استعاره‌ها و نمادها تحقّق مىيابد . در طىّ راهى كه تا اينجا پيموديم ، ديديم كه اين نمادها هنوز چندان آغاز به پيدايش نكرده است ، ولى ته نقشى از آنها هم در تفسير مقاتل بن سليمان و هم در سخنان حكيم ترمذى ، امام جعفر صادق ( ع ) و شقيق بلخى ديده مىشود ؛ اثر نورى ما را به آستانه‌اى مىبرد كه در آن استعاره ناگهان فشردگى نماد به خود مىگيرد . ولى براى آنكه كاملا در قلمرو نماد وارد شويم ، درنگ در نشانه گاههاى پراكندهء ميان راهى كه به آن مىپيوندد كفايت نمىكند . بايد در پايان اين راه جاى گرفت ، جايى كه اين حركت ، پس از اكمال بسط خود ، معنى خود را ظاهر مىكند و بهترين بيان خود را مىيابد . اين است دقيقا وضع اثر نفّرى . اين اثر ، كه انعكاس تمامى سنّت تصوّف پيشين - مخصوصا سنّت مكتب حلّاج - است ، به عنوان پايان و به عنوان لحظهء ممتازى از زبان نمادين جلوه مىكند . آخرين اثر بزرگ آخرين عارف بزرگ مكتب معيّنى است ، يعنى مكتبى كه با حسن بصرى آغاز مىشود و با تحرير رسالات بزرگ كلاسيك تصوّف ، در حدود پايان قرن چهارم هجرى ، عصرى مقارن نشو و نماى فرقه‌ها پايان مىيابد . آثار نفّرى از چه چيزهايى تشكيل‌شده‌است ؟ نسخه‌هاى خطيى كه تا كنون شناخته شده و آربرى آنها را به كار برده است شامل دو بخش اصلى ، يكى به نام مواقف و ديگرى به نام

--> ( 99 ) . نگاه كنيد به : « گواهيها » ( Testimonies ) ، آربرى ، پيشگفته ، ص 8 تا 11 . ( 100 ) . بندگان عشق عبارتند از هرمس ، سقراط ، افلاطون ، ارسطو ، ذوالقرنين ، حلّاج ، شبلى ، نفّرى ، حبشى ، . . . ، سهروردى ، ابن الفارض ، . . . ، ابن مسرّه ، ابن سينا ، طوسى ( غزالى ) ، ابن طفيل ، ابن رشد ، . . . ، ابن سبعين - م . ( 101 ) . نگاه‌كنيد به : ديوان ، چاپ نشار ، ص 75 ، و ماسينيون ، Operaminora ، جلد دوم ، ص 409 و 419 ؛ ديوان حلّاج ، ص 137 و 138 .