پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

295

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

پديد آيد ، آخرت و هر چه در آن هست برايش سرد شود ؛ و چون ماه پديد آيد نه دنيا بيند و نه آخرت و نه هرچه درآن دو هست و جز خدا را نشناسد . درآن حالت تن او و دل او و سخن او همه نور است . چنان كه در قرآن آمده‌است : نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ : نورى بالاى نورى و خدا هر كه را خواهد به نور خويش هدايت كند » « 89 » ( نور ، 34 ) ( ص 138 ) . به اين ترتيب اين متون مربوط به نماد آتش و نور با نقل آيهء مشهور نور كه زيباترين آيهء قرآن است پايان مىيابد : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ . . . ( نور ، 35 ) . بنابراين ، نورى ما را وارد قلمرو زبان نمادين مىكند كه اكنون به ذكر آن خواهيم پرداخت . 2 . نفّرى يا نمادهاى تجربه شك نيست كه آيهء قرآن دربارهء نور سهم مهمى در ايجاد زبانى نمادين در اسلام داشته است ، ولى در عين حال حدودى را هم كه اين زبان براى خود قائل بوده است نشان مىدهد . رمز اين آيه از اين جهت شايان توجّه است كه وجهه نظر آن خود خداست . و به همين جهت اين آيه در عين حال انديشهء اسلامى را در وضع دشوارى قرار مىداد ؛ از اين رو ، اين انديشه كوشيده است تا راههاى بيرون شدى براى آن بيابد . قرآن در پايان اين آيه ( نور ، 35 ) مىفرمايد : وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ : خدا براى مردم مثلها مىآورد » . و امّا در اين كه مراد از اين مثل خداست ظاهرا ترديدى نيست : « خدا نور آسمانها و زمين است . . . مثل نور او چون چراغدانى است . . . » ولى انديشهء اسلامى نمىتوانست بپذيرد كه خدا به شىء مخلوقى ، ولو خود نور باشد ، تشبيه شود . مگر در قرآن نيامده است : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ( شورى ، 11 ) ؟ وانگهى صريحا به انسان امر شده است كه براى خدا مثل نزند : فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ ( نحل ، 74 ) ، كه بلاشر آن را به « پس هرگز شبيه‌هايى به خدا نسبت مدهيد » ترجمه كرده است و ترجمهء درست آن ، همان گونه كه در آيات ديگر مىبينيم ( انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الامثال ، اسراء ، 48 ، فرقان ، 9 ، وَ كُلًّا ضَرَبْنا لَهُ الْأَمْثالَ ، فرقان ، 39 : « دربارهء خدا مثل مزنيد » « 90 » است . حكيم ترمذى در متنى كه ما ترجمهء آن را قبلا به دست داديم معنى اين آيه را چنين مىفهمد . پس اين مثل را كه مطمح نظر نصّ آن به صراحت خداست چگونه بايد دريافت ؟ يا بهتر بگوييم

--> ( 89 ) . نقل از ترجمهء ذكاوتى ، پيشگفته ، ص 107 - م . ( 90 ) . در آيهء بعد ( از همين سورهء نحل ) مىفرمايد : « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً : خدا قريه‌اى را ( مثل مىزند ) » . از اين رو ، كازيميرسكى اين آيه را چنين ترجمه مىكند : « هرگز خدا را موضوع تشبيهات خود مگيريد » .