پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
289
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
خود ، با عنوان « بارانهايى كه بر دل دوستان و دشمنان [ خدا ] مىبارد » ، بر سر استعارهء باران باز مىگردد . دوگونه باران باز مىشناسد ، باران رحمت و باران نقمت ( بلا ) . باران رحمت نشانهء برگزيده شدن براى سعادت است و باران نقمت نشانهء شقاوت . « در باران رحمت چهار چيز هست : رعد هيبت و برق شوق ، بارش كرامت و نسيم آسايش . رعد هيبت در دل توبهكاران مىخروشد و برق شوق در دل زاهدان مىدرخشد و بارش كرامت بردل دوستاران ( خدا ) مىبارد و نسيم آسايش بر دل عارفان مىوزد » « 71 » ( ص 143 ) . همين استعارات براى توصيف « باران نقمت » و آثار آن در دل دشمنان خدا تكرار شده است : « در باران بلا چهار چيز هست : رعد گسستگى ، برق دشمنى ، بارش كينه و نسيم ( گردآلود ) حجاب . امّا رعد گسستگى در دل كافران است و برق دشمنى در دل منافقان و بارش كينه در دل ظالمان و نسيم ( گردآلود ) حجاب در دل گنهكاران « 72 » ( ص 143 ) . 2 . استعارهء ديگرى كه نورى از قرآن مىگيرد استعارهء درياست كه براى بعضى از صوفيان نماد دل شده است . قبلا تسترى ، دربارهء آيهء ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ( روم ، 41 ) ، نوشته بود : « خدا حواسّ بيرونى را به خشكى تشبيه مىكند ، ولى دل را به دريا ، كه فوايد بيشتر دارد ، امّا خطرناكتر نيز هست ، تشبيه مىكند . » براى صوفيان ديگر ، مانند واسطى از مكتب حلّاج ، خشكى نماد چيزهايى است كه خدا از صفات خود متجلّى مىكند ، در حالى كه دريا استعارهء حقيقت نامتناهى اوست . استعارهء دريا در رسالهء نورى وسعتى مىيابد كه آن را به مرزهاى نماد مىبرد . در باب يازدهم رساله ، با عنوان « درياهاى دل عارف » سفر عرفانى را به صورت عبور از سه دريا ، مانند سفر دريايى حضرت موسى ( ع ) به « ناشناخته » ( كهف ، 60 و بعد ) وصف مىكند . مىنويسد : « عارف تا از سه دريا نگذرد به عظمت پروردگارش راه نبرد ؛ يكى درياى ربوبيّت ، دو ديگر درياى مهيمنيّت « 73 » ، سه ديگر درياى لاهوتيّت . امّا درياى ربوبيّت چنان است كه چون در آن فرورود داند كه پروردگار خداست و خود پروردهء اوست ( « ربّ » ، « مربوب » ) ، پس دلش در بحر فكر غواصّى كند و زبانش به يادكرد نعمتهاى خدا و چشمش در عبرت گرفتن از حال خوش و آسايش دنيا و نفسش به خدمت و جستجوى رضاى خدا مشغول باشد و در اين حالت سزاوار است كه طاعت را دريايى انگارد و خدمت را سفينهاى و انديشه در حال خوش و آسايش را بادبان و يادكرد نعمتهاى الهى را بادى بداند كه مىبردش و عبرت را سكّاندار آن سفينه . باد
--> ( 71 ) . نقل از ترجمهء ذكاوتى ، پيشگفته ، ص 117 - م . ( 72 ) . همانجا . ( 73 ) . از كلمهء قرآنى « مهيمن » ، يكى از نامهاى الهى به معنى نگهبان و محافظ است ( حشر ، 23 ) .