پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

277

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

انعام ، 125 ) تا حكمت و توحيد در آن نگنجد « 32 » ؛ آن را سخت ( « صلب » ) « 33 » مىكند تا به گفتار انبيا و اوليا نرم نشود ، و آن را با پوششى از زنگار سياه مىگرداند ( كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ : نه چنين است ، بلكه دلهاشان زنگ بسته است ، مطفّفين ، 14 ) و در آن ظلمت مىنهد ؛ سپس بر آن مهر مىنهد تا گشوده نشود ( خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ : خدا بر دلهاشان مهر نهاده‌است ، بقره ، 7 ) و قفل مىنهد ( أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها : يا بر دلهايشان قفلهاست ؟ ، محمّد ، 24 ) : « و بعد از اينها ، او را منكر شناخت خدا گرداند » ، چنان كه مىفرمايد : فَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ : آنان كه به آخرت ايمان ندارند دلهاشان منكر است ( نحل ، 22 ) . ب . دل ، خانهء خدا خانهء خدا ، براى قرآن ، كعبه است ، پرستشگاهى كه ابراهيم آن را « مقام » ( بقره ، 125 ؛ آل عمران ، 97 ) خود كرده بود : زيارتگاه ، قبله و مأمن مردمان . ولى به زودى صوفيان اين تعابير را در معنايى عرفانى به كار بردند . در عين اينكه فكر سفر روحانى پديد مىآمد « 34 » ، خود « بيت » ( خانه ) كه سفر به آن منتهى مىشد معنى جديدى به خود مىگرفت . از يك جهت ، اين معنى جديد در تقابل امر روحانى با امر مادّى تعبير مىشود : در مقابل خانهء كعبه كه از سنگ است دل ، جايگاه روحانى ، نهاده مىشود : ابن عطا ترجمان اين نگرش مىشود و مىنويسد : « در بيت ( الحرام ) ، مقام ابراهيم هست ، ولى در دل ( آدمى ) آيات خود خدا هست ؛ اگر بيت ستونهايى دارد ، دل نيز ستونهايى دارد : ستونهاى بيت از سنگ است ، ولى ستونهاى دل از گوهر است كه از نور حكمت ساخته‌شده‌است » . « 35 » با جاىگرفتن در چنين موقفى است كه صوفيان انديشه‌هاى دل را در برابر حركات جسم مىنهند كه از طريق آنها تكاليف عبادى نماز و روزه و حج و غيره به جاى آورده مىشود . ولى از جهت ديگر ، انديشه نه به طريق « تقابل » ، بلكه به طريق « اشاره » عمل مىكند . تمثيل كعبه به اشاره در تمثيل ديگرى به‌كارمىرود كه معنى آن را در بردارد . به همين طريق است كه امام جعفر صادق ( ع ) با اخذ تمثيل « مقام » ابراهيم ، مىگويد : « خدا دل تو را مقام حكمت ، زبانت را مقام شهادت و تنت را مقام عبادت كرده است » « 36 » . كلمهء « مقام » در اينجا ارزش تمثيلى دارد ،

--> ( 32 ) . حتى لا يسع المعرفة و الّتوحيد . ( 33 ) . قرآن كلمهء « قسوة » به‌كارمىبرد : « ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ » ، بقره ، 74 . ( 34 ) . نگاه‌كنيد به : ماسينيون ، مصائب ، ص 277 - 275 ؛ تحقيق ، ص 63 - 62 ؛ همچنين نگاه‌كنيد به : متن مهم شبلى ، منقول در حقائق التفسير ، در تفسير آيهء 97 سورهء آل‌عمران . ( 35 ) . به نقل از مصائب ، ص 277 . ( 36 ) . تفسير ، در تفسير آيهء 125 ، سورهء بقره .