پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
260
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
« سوزاندن ظلمات وساوس و هواجس با نور استعاذه و آتش استغاثه » . سخاء « بذل روح و مال خود در راه خدا در غايت حيا . » خرّاز توضيحمىدهد كه « بذل روح به معنى ميراندن شهوات و هواهاى نفسانى است و ترجيح مراد حق بر مراد خود با شكر و رضا » . براى ترمذى ، اساس سخاء آزادگى و بزرگوارى است ؛ عمل آن بخشيدن بدون ملاحظات شخصى است ، عكس آن « بخل » است . ذكر « غرقه ساختن ذكر در درياهاى يادكرد ذكر . » نويسنده اين تعريف را كه به سبك اشاره بيان شده است چنين تفسير مىكند : « كسى كه يادى را كه با تكلّف و كاهلانه از خدا مىكند در يادى كه خدا با عنايات ازلى خود از او مىكند غرقه كند ، او ذاكر است . » ما در صفحات پيشين كلمهء « ذكر » را تحليل كردهايم . صوفيان از آيهء وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ : و ذكر خدا بزرگتر است « 167 » چنين درمىيابند كه خدا از انسان ياد مىكند و اين ياد يا ذكر ازلى خداست كه اين امكان را در انسان به وجود مىآورد كه مىتواند كه نام خدا را به زبان و در دل ذكر كند . ابوبكر ورّاق مىگفت : « ذكراللّه لكم فى الازل اكبر من ذكركم فى الوقت لان ذكره لكم اطلق السنتكم بذكره : ذكر خدا از شما در ازل بزرگتر از ذكر شما از خدا در زمان است ، زيرا ذكر او از شما زبانهاى شما را به ذكر مىگشايد . » « 168 » ابنعطا چنين مىگفت : « ذكر الله اكبر من ذكركم له لانّ ذكره بلا علّة و ذكركم مشوب بالعلل و الأمانى و السّؤال : ذكر خدا از شما بزرگتر است ، زيرا ذكر او بىعلّت است و ذكر شما از او مشوب به علائق و آرزوها و خواهشهاى شماست . » « 169 » ترمذى نظريّهء طبقات سهگانهء ذاكران را طرحمىكند : « طبقهاى هست كه مشغول به ذكر است و طبقهء ديگر كه ذكر او را مشغول مىدارد و طبقهء سوم كه از ذكر درمىگذرد و به مذكور مىرسد . » طبقهء اوّل به ذكر مشغول است ولى همين كه چيزى در خارج مىبيند يا مىشنود از ذكر منصرف مىشود : اين طبقهء مبتديان است . طبقهء دوم چنان مجذوب ذكر است كه هيچ چيز
--> ( 167 ) . قرآن ، عنكبوت ، 45 . بلاشر كه « ذكر » را به « edification » ترجمهمىكند ، با اين همه ، اذعان دارد كه معنى كلمهء « ذكر » در اين آيه « معلوم نيست » . ماسون ( Masson ) آن را چنين ترجمهمىكند : « يادكرد نام خدا از همه چيز بزرگتر است . » براى صوفيان ، خدا در اين جمله فاعل « ذكر » است نه مفعول آن . ( 168 ) . به نقل از سلمى ، حقائق ، در تفسير آيهء 45 عنكبوت . ( 169 ) . به نقل از سلمى ، حقائق ، در تفسير همان آيه .