پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
261
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
ديگر براى او اهميّت ندارد و هيچ چيز نمىتواند ديگر او را از ذكر منصرف كند . طبقهء سوم كه از ذكر به مذكور درگذشتهاست نشانهاى مىشود كه نگاه به او ديگران را به ذكر برمىانگيزد ، و همه چيز براى او انگيزهاى براى يادكرد خداست ( برگ 139 الف ) . تسليم « توكّل به حكم حكيم . » « 170 » ريشهء كلمهء « تسليم » همان ريشهء كلمهء « اسلام » ، يعنى فرمانبردارى از خدا و توكّل به اوست : « كسى كه افعال عبادى خود را به معبود مفوّض كند و در برابر احكام حضرت پروردگارى در خوشحالى و بدحالى سر تعظيم فرود آورد ، او از اهل تسليم است . » خرّاز در تفسير آيهء 89 شعراء مفهوم « اسلام » را چنين تعريف مىكند : « الاسلام مجمع شيئين من اصل واحد و هو اخلاص القلوب بتوحيد اللّه و استكانة العبوديّه فى ملازمه موافقة الله : اسلام مجمع دو چيز است كه هر دو يك ريشهء واحد دارد ، يكى اخلاص دل در شهادت به يگانگى خداست و ديگرى گردننهادن به بندگى از طريق موافقت دائم با خدا . » « 171 » هدايت « عنايتى از عنايات انوار بدايت كه عظمت قدر آن را نهايت نيست . » « هدايت » كه سوق دادن به راه راست است و لفظى غير قرآنى است همان معنى « هدى » را دارد كه در قرآن به فراوانى به كار رفته است . « 172 » نورى است كه خدا « در آغاز » ، قبل از زمان ، به برگزيدگان خود اختصاص داده است ، و انسان در آن تشخيص مىدهد كه همهء اعمال نيكش نصيبى است كه خدا بلاعلّت به او عطا فرموده است . استغاثه « فرياد تضرّع برآوردن و دائم در استقامت زيستن . » استغاثه فرياد خواهى نااميد و درمانده است . در قرآن يك بار دربارهء كافران آمدهاست : وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ( و چون به استغاثه آب خواهند با آبى چون مس گداخته كه چهرهها را كباب مىكند به فرياد آنها خواهند رسيد ، كهف ، 29 ) . براى خرّاز شرط چنين دعايى كه فرياد خواهى ( صراخ ) از خداست استقامت رفتار كسى است كه هم آرام و هم دقيق در اجراى تكاليف خويش است .
--> ( 170 ) . « حكيم » يكى از نامهاى خدا در قرآن است . ( 171 ) . به نقل از سلمى ، حقائق ، در تفسير آيهء 89 شعراء . ( 172 ) . ما ، پيش از اين ، در صفحهء 100 معنى آن را تحليل كردهايم .