پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
259
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
بنابراين احساس افتقار مبناى روابط انسان با خداست ؛ و اهميت آن در چشم صوفيان نيز از همين معنى ناشى مىشود . افتقار دقيقا عبارت است از آگاهيى كه انسان از فقر خود و نيز از نياز اساسى خود به خدا دارد . از اين رو بايد بر در او به پاى افتخار بايستد ، زيرا خدا خداست ، ولى همچنين با احساس فقر مطلقى كه او را بر آن مىدارد كه همه چيز را با اعتماد از خدا انتظار داشته باشد و هر تدبير و تقدير و اختيارى را نفى كند . محاسبه « مراقبت دائم از خود براى حسن حكومت بر خود . » معنى تحت لفظى محاسبه « به حساب كارهاى كسى رسيدگى كردن » است . براى خرّاز معنى آن بيش از محاسبهء نفس دربارهء اعمال گذشته است : براى او محاسبه آن است كه انسان در زمان حال و در روشنى دل خواطر نيك و بدى را كه در سرّ او مىگذرد كشفكند . اين كشف خواطر را ابوالحسن فارسى « 164 » يكى از مبانى تصوّف مىشمرد . حسن بصرى به آن اهميت بسيار مىداد و مىگفت : « حساب قيامت براى كسانى كه خود را در اين جهان محاسبه كردهاند سبك خواهد بود . » « 165 » چنان كه ماسينيون مىگويد : « تعاريف او از محاسبهء مقدّمهء تعاريف محاسبى است ( تحقيق ، ص 191 ) . محاسبى كه غالبا از حسن بصرى نقل قول مىكند نخستين كسى است كه « محاسبه » را استادانه بررسى كرده است . « 166 » رياضت « تعذيب نفس در ميدان رعايت قواعد زندگى . » نفس نيز ، كه سرچشمهء همه گونه شرّ است ، مانند اسب كه او را رام مىكنند ( راض ) با تمرينهاى رياضت رام مىشود . خرّاز در ميان اين تمرينها مخصوصا از « قلّت طعام » و « ادمان خرس » ( مداومت در سكوت ) نام مىبرد . استعاذه « فرياد همهء قواى روحى ( همّت ) به زبان پناه خواهى از خدا ، به هنگام هيجان انديشههاى ناشايست . » در قرآن مىخوانيم : وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ ( اگر شيطان تو را به بدى برانگيزد ، به خدا پناه ببر ، فصّلت ، 36 ) . « استعاذه » عمل پناهبردن به خداست براى
--> ( 164 ) . نگاهكنيد به : كلاباذى ، تعرف ، ص 89 تا 90 . ( 165 ) . تحقيق ، ص 192 ، به نقل از رعاية محاسبى ( چاپ قاهره ، ص 40 ) . ( 166 ) . نگاهكنيد به رعاية ، ص 36 به بعد .