پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

239

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

قلب و نفس . » « 116 » خوف خوف حقيقى آن است كه نه ندامت برانگيزد و نه اعتراض . « 117 » خرّاز حكايت مىكند : « روزى دربارهء خوف نزد عارفى شكوه مىكردم ؛ عارف گفت : من آرزو دارم كه كسى را ببينم كه بداند خوف از خدا چيست . بعد گفت : بيشتر خائفان براى خود از روى شفقت به نفس خود و براى اينكه نفس خود را از امر خداى عزّوجلّ خلاص كنند ، از خدا خوف دارند . » « 118 » ترمذى مىگويد : « خوف در بند داشتن دل است از روى تعظيم عظمت خدا . عمل آن گريز از برابر خشم خدا ، دور از هر چه تو را از خدا دوركند . ضدّ آن امن است » ( برگ 211 الف ) . رجاء « يأس از هر چه پروردگار بر آن مهر فنا نهاده‌است » ، از هر چه جز خداست . زيرا رجاء حقيقى » آن است كه ما را به پروردگار چنان اميدوار كند كه ابناء دنيا را از ياد ببريم » . صدق الرّغبة « نوميدى ( قنوط ) از هر چه در آن حرص و رغبت است . » خرّاز ميان رغبت كه حرص صرف است و « صدق الرّغبة » كه رغبت صادقانه و حقيقى است فرق مىنهد : « آن كه به آنچه در نزد خداست رغبت دارد و از ماسوى اللّه بى نياز است او راغب حقيقى است ( راغب حقا ) » . قرآن به پيغمبر ( ص ) مىگويد : فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ : چون از كارها فارغ شوى رنج بكش و به پروردگارت راغب شو ( انشراح ، 7 و 8 ) . صدق الرّهبة « روى گرداندن از هر چه در آن بيم و وحشت است . » رهبت حقيقى آن است كه تو را از كسى كه

--> ( 116 ) . « مسئله » در نسخهء خطّى ولى الدّين ، 770 ، برگ 24 الف . ( 117 ) . بخشى از اين متن در اينجا خوب خوانده نمىشود . ( 118 ) . قال ابوسعيد الخرّاز رحمه اللّه فى كلام له قال شكوت الى بعض العارفين الخوف فقال لى انى اشتهى أن أرى رجلا يدرى أيش الخوف من الله ثم قال ان اكثر الخائفين خافوا على انفسهم من الله شفقة منهم على انفسهم و عملا فى خلاصها من امر اللّه عزّوجلّ ( لمع ، ص 60 ) .