پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
240
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
از هيچ كس بيم ندارد بيم دهد و از تنعّم به نعيم دنيايى بازدارد . صدق ، اخلاص تشخيص تفاوت معنى اين دو كلمه همواره آسان نيست ، زيرا غالبا اين تفاوت بسيار اندك است . ماسينيون « اخلاص » را به « intentiondroite » ( نيّت درست ) يا « p ureted'intention » ( خلوص نيّت ) ، و « صدق » را به « sincerite » ترجمهمىكند ، ولى در قرآن « صدق » غالبا به معنى « veracite » يا « verite » است . خرّاز صدق را « التزاق صدق اللسان بصدق الجنان » ( وادوسيدن صدق زبان به صدق دل ) تعريف مىكند . ما « adherence » را براى ترجمهء « التزاق » اختيار كردهايم كه قوىتر از « adequatio » ( موافقت ) مدرسيان ، يعنى « موافقت ميان زبان و دل » است كه ماسينيون آن را عميقا بررسى كرده است . « 119 » اين « التزاق » را طبيعت به آدمى نداده است ، بلكه « در نور معرفت و ايمان » تحقّق مىيابد . صدق با اين پيوند ميان معرفت و ايمان بيشتر به سخن تعلّق مىگيرد تا به عمل . دلالت آن مستقيما بر رفتار صادقانه نيست « 120 » ، بلكه بيشتر بر سخن راست است . راست نه از اين جهت كه موافق حقيقت شىء - از ديدگاه فلسفى - باشد ، بلكه از اين جهت كه « حقيقت قلب » را باز مىگويد كه در ايمان و معرفت به وجود مىآيد ، يعنى عطاى خدا و تجربهء زندگى عرفانى است . آنچه بر عمل يا رفتار پرهيزگارانه دلالت دارد « اخلاص » است كه خرّاز آن را چنين تعريف مىكند : « اخلاص استقامت در طاعت است بدون نظر به اخلاص . » بنابراين ، اخلاص بيش از نيّت درست يا خلوص نيّت است كه ممكن است از قلمرو اخلاق تجاوز نكند . خرّاز سپس چنين توضيح مىدهد : « آن كه راست در طريق طاعات قدم برمىدارد ، بىآنكه ، با اين حال ، رستگارى خود را در طاعات بداند ، او مخلص است . » خلوص نيّت لازمهء استقامت در طاعت و عمل به همه گونه فضايل است . اخلاص از اين فراتر مىرود : در « بلا رؤية » ( نظر نكردن به ) اخلاص است كه از طريق آن انسان به چيزى دست مىيابد كه جنيد آن را « فناؤك عن العمل » « 121 » مىنامد ، يعنى فنا كردن آگاهى از
--> ( 119 ) . مصائب ، ص 498 و بعد . ( 120 ) . چنان كه آن را از نظر امام جعفر صادق ( ع ) چنين تعريف مىكند : « ماهيّت ( مائيّت ) صدق وفاى به عهود در همه حال و در همهء اعمال » ( حقائق ، در تفسير آيهء 37 نجم ) . عين همين تعريف را خرّاز در شرحى كه لمع سرّاج ( ص 216 ) آن را نقل مىكند ، مىآورد : « ابوسعيد الخرّاز مىگويد : ديدم كه گويى دو فرشته از آسمان به سوى من فرود آمدند . به من گفتند : صدق چيست ؟ گفتم : وفاى به عهد . گفتند : راست مىگويى . بعد به آسمان بازگشتند ، در حالى كه من آنها را مىديدم ، يعنى در رؤيا . » ( 121 ) . « سئل الجنيد رحمه اللّه عن الاخلاص فقال ارتفاع رؤيتك و فناؤك عن الفعل » ( لمع ، ص 218 ) .