پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

238

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

باشد . خرّاز دوبار كلمهء توفيق را تعريف مىكند : يك بار آن را در جانب خدا در نظر مىگيرد و بار ديگر در جانب انسان : الف ) در جانب خدا ، توفيق « رفق رفيق و ملك شفيق براى بنده در هدايت او به راه راست است » ؛ ب ) در جانب انسان ، توفيق براى خود عبارت است از « تحميل نكردن بر روح آنچه را نمىتواند نه حمل كند و نه به جاى آورد ، تا كارش به ناتوانى نكشد » . ترمذى در تعريف خود چيزى بيش از اين نمىگويد . يادآورى مىكند كه ضدّ « توفيق » « خذلان » است ، يعنى مدد نكردن به ديگران . عصمت « بازداشته شدن به يارى خدا از ارتكاب معصيت . » خرّاز ، بر خلاف شيعهء اماميّه كه در بحث از امامان خود آنها را منزّه از هر گونه گناه و خطا مىدانند ، معصوميّت را مقامى يا ملكه‌اى فوق طبيعى نمىداند ؛ معصوميّت در نزد او دخالت مداوم خدا در بازداشتن انسان « از پيش گرفتن طريق ظلم و فساد و جور به بندگان » است . ترمذى دو تعريف از « عصمت » به دست مىدهد كه يكى از آنها تا اندازه‌اى نامنتظر است . مىنويسد : « عصمت عمل حسّى است كه نيك را از بد باز مىشناسد و دو چيز متضادّ و متشابه را از يكديگر تشخيص مىدهد ( برگ 146 ب ) : آيا اين تعريف عصمت به معنى منزّه از گناه بودن است ؟ در معتقدات اماميّه ، امر تشخيص حرام از حلال تعلّق به امام دارد . تعريف دوّم سنّتىتر است : « آغاز عصمت اين است كه خدا بندهء خود را از عمل به كارى كه مكروه است و او را خوش نمىآيد باز مىدارد . عمل عصمت اين است كه نفس را از شهوات خود پاك مىكند ؛ ضدّ آن شهوت است » ( برگ 149 الف ) . اشاره به شهوت در اينجا مطابق است با كلّ نظام فلسفى ترمذى كه هم خطاى عقل و هم ضعف اراده را با تحليل شهوات نفسانى تعليل مىكند . متن زير ، از جمله متون بسيار ديگر ، تصوّر روشنى از آن به دست مىدهد . مىنويسد : « از من پرسيده‌اى كه آيا انسان صالح گاه به معصيت كشيده مىشود يا آيا انسان درستكار و پرهيزگار ممكن است گرد معصيت بگردد . بدان كه آدمى قلبى دارد و نفسى ؛ قلب جايگاه ايمان است و نفس جايگاه شهوات . ميان اين دو مكان بزرگى هست كه سينه ( صدر ) ناميده مىشود ؛ از سينه فرمانهايى صادر مىشود كه اندامهاى بيرونى آنها را اجرا مىكنند . قلب دريچه‌اى به اين مكان دارد ، و همچنين ، نفس نيز دريچه‌اى به آن دارد . از دريچهء قلب نور ايمان و فروزندگى آن به سينه مىتابد و از دريچهء نفس آتش شهوات و دود آنها به درون آن جستن مىكند ؛ و اين دو در سينه با هم تلاقى مىكنند . اگر فروزندگى نور در سينه فايق آيد ، طاعت در اندامهاى بيرونى نمايان مىشود ؛ ولى اگر دود آتش شهوات غالب آيد ، معصيت ظاهر مىشود . و اين است همهء حديث