پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

223

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

او دارند مىكاهد . همهء اينها ، يعنى يادى كه ايشان از خدا مىكنند و عبادتى كه به درگاه او به جاى مىآورند ، نامهايى است وابسته به خدا . اگر خدا همهء جهانيان را صم بكم عمى ( كر و لال و كور ) آفريده بود به قسمى كه نمىتوانستند به هيچ وجه او را تا روز رستاخيزشان به يادآورند ، آنچه قبلا براى آنها در نزد او مقرّر شده است ، به سبب اين ناتوانى ، به هيچ وجه كاهش نمىيافت ؛ و باز اگر همه گونه جنبش و كوشش به كار برند ، اين نيز چيزى بيشتر نصيبشان نخواهد كرد . ج ) خدا همهء مردم را به اخلاق و اعمالى آراسته است كه مطابق است با آنچه از پيش نزد خود براى آنها مقرّر داشته است ، تا اين براى اوليائش بشارت بىدرنگ كرامتى باشد كه از پيش درنزد خود ايشان را بدان مخصوص گردانيده است ، و نشانه‌اى براى كسى باشد كه با او خلاف مىورزد و پاى از طاعت او بيرون مىنهد . از اين رو ، اولياء خدا بر شكر خود از آنچه خدا ايشان را از آن معاف داشته است مىافزايند و او را ، به سبب چيزهاى بسيارى كه به آنها ارزانى داشته است ، بيشتر دوست دارند ، بيشتر مىخواهند و بيشتر مىجويند ، چه ، مىدانند كه شكر و محبّت و رغبت و طلب را خداى عزّوجلّ خود از راه كرم و تفضّل و رحمت و احسان به ايشان عطا فرموده است ، زيرا بزرگوارترين بزرگواران و بخشنده‌ترين بخشندگان و سرچشمهء جود و كرم و فضل و احسان است . از جود و كرم و لطف اوست كه اولياء خود را بىدرنگ از كرامت خود و نعمت طاعت خود و لذّت محبّت خود برخوردار مىگرداند . عارفى كه از اين كرامت ، و ذخيره‌اى كه از پيش درنزد خدا داشته است آگاه مىشود چشمانش روشنى مىگيرد و سرورش و نيز مراقبتش ، آشكار و نهان ، پايدار مىماند ، زيرا قدر عظيم احسانى را كه به او ارزانى داشته شده است مىشناسد . ( نتيجه ) اين است بخشى از علم يقين ، و آن نخستين علم موحّدان ، از ميان پاكان ، است ، علمى كه در آن تنها كسى ساكن تواند بود كه خدا او را در آن ساكن كرده باشد . ولى پيش از اين چيزهاى بيشمار هست و مقامات بسيار . و امّا اين علم بسيارى از علم « 93 » ، و وجد و عبادات او را از او مىگيرد ، چنان كه حالاتش را دگرگون مىكند تا آنجا كه منكر خويشتن مىشود . « 94 » و اين علم صفاست ، زيرا بسيارى از عارفان خدا را براى خود دوست دارند ، با خود ذكر او مىكنند ، و او را براى خود مىخواهند .

--> ( 93 ) . علم عرفانى صوفى را از علم شرعى تهى مىكند . ( 94 ) . متن چندان روشن نيست ، احتمال مىرود كه تحريف شده باشد .