پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
218
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
د ) و امّا توانمندان در دين و معرفت كسانىاند كه به خدا تقرب يافتهاند و خوراكشان از ادراك او و آرامششان از صحبت و همسخنى با اوست ؛ باب ميان ايشان و خدا گشوده است : در هيچ لحظهاى فوايد الهى او از ايشان منقطع نمىشود . و همين است كه آنها را در دهشت فرو مىبرد ، غرق در حيرت و سرشار از طرب مىكند . ( سؤال دوم ) گفتم : نخستين مقام از مقامات اهل قرب را براى من وصف كن . گفت : اين مقام مقام وجد است ! گفتم : نشانههاى اهل وجد را در آغاز طىّ طريقشان در قرب براى من وصف كن . گفت : اين نشانهها عبارت است از : تمركز توجّه در مراقبهء شديد نفس ؛ آرامش اعضاء در سكون و بيحركتى ، روى آوردن به خدا بدون زياده دگرگون شدن از « خطرات مشاهده » و بيش از اندازه به جنبش درآمدن بر اثر طلوع نخستين انوار معرفت ذوقى بر دل ؛ گريز در عزلت و تنهايى ، هنگامى كه متنعّم از غذاى ملاطفت اوست ؛ آرامش در او پس از اضطراب و كثرت وسايل نيل به شايستگى ؛ و بالأخره انبساط با او و آرام گرفتن به سخن او ، هنگامى كه او « بار گرانشان را از دوششان برگرفت » ( اعراف ، 157 ) ؛ پس ايشان با يكديگر به نرمى رفتار مىكنند . اين است يكى از مقامات خوش در مقامات قرب . ( سؤال سوم ) گفتم : مقامى در قرب از اين نيكوتر برايم وصف كن . گفت : الف ) اين مقام عبارت است از مقام دهشت از واردات هيبت الهى است ؛ بهت زدگى ناشى از اجلال دائم خدا و شادمانى حاصل از صفاى اتّصال به حق است ؛ خوردن طعام بسيار با نداشتن اشتها ، از شدّت سرگشتگى است ؛ و بالأخره حكمت بالغه است . ب ) و اما بيشتر عارفان توانا ، در برابر حقايق قرب ، فرياد برمىآورند و مدهوش مىشوند ، زيرا چون خدا به ايشان هر بار به لونى ديگر مىنگرد دچار هراس مىگردند ، تا اينكه خدا پردهء رحمت خود را بر آنها مىافكند و در ظلّ حمايتشان مىگيرد و به وراء پردههاى منوّر به نور خود مىبرد و در « جايگاه صدق » ( قمر ، 55 ) مىنشاند . پس ، از آنجا با كرامات بلند باز مىگردند و نمىدانند كه در كجا بودند ، زيرا در اين مقام مدهوش بودند . چون از دهشت بيرون مىآيند از آنچه به اذن الهى ديدهاند متحيّر مىشوند . و آنچه پوشيده مىدارند بسيار بيشتر است . ج ) همچنين بدان كه غالبا گريههاى مبتديان و اضطرابها و فريادها و جنبشهايشان چيزى جز حسرت بر مقامات نيست . هنگامى كه سخن آن را مىشنوند خواستشان به جنبش مىآيد و رغبتشان برانگيخته مىشود . همچنين است حال عالمان به خدا « 80 » كه دعوى معرفت و قوّت
--> ( 80 ) . تعبير عالم باللّه ظاهرا در مقابل « عارف » است ، بنابراين مقصود از آن متكلّمان در برابر عارفان است .