پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

195

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

انسانى است مردم دوست ، در خدمت مردم و محبوب آنان ، زيرا در خدمت خداست و محبوب اوست . يك بار ديگر ، عرفان شقيق ، با ابعاد اجتماعيى كه غالبا راهى در روحانيّت صوفيان ندارد ، ظاهرمىشود . نتيجه اين است ، بنابراين ، مراحل چهارگانه‌اى كه اهل صدق براى وصول به خدا طى مىكنند . پيداست كه رسالهء شقيق بيش از آن كوتاه است كه بتواند دعوى تأليف ( synthese ) مستوفايى داشته باشد . شقيق ، در بعضى اقوال خود « 25 » ، از چند مرحله يا منزل ديگر سخن مىگويد كه گنجاندن آنها را در اين اثر لازم ندانسته است . از سوى ديگر ، صوفيان پيش از او چهار مرحله‌اى را كه او در رسالهء خود حفظ كرده است ، جداگانه ، تحليل يا توصيف كرده‌اند . پس ، اصالت رسالهء او ، نه در عناصرى است كه در تأليف او به كار رفته است ، بلكه در صرف كوشش اوست دريافتن تأليفى كه به تجربهء مذهبى ساخت پويايى بدهد ، تا در آن بتوان در عين حال هم به حركت صعودى تدريجى از مرحله‌اى به مرحلهء ديگر پى برد ، و هم به رشتهء ( توان گفت ) ديالكتيكيى كه مرحله‌اى را به مرحلهء ديگر مىپيوندد . شقيق شايد نخستين صوفيى باشد كه در مرحلهء برشمردن « احوال » و « مقامات » متوقّف نمىماند ، بلكه از آن فراتر مىرود و به توالى و تسلسل پوياى آنها توجّه مىكند . او خطّ سير عرفانى را كه در نزد حسن ( بصرى ) و ابراهيم ادهم و حتى وكيع « 26 » هنوز خوب ترسيم نشده بود ، بر حسب تدرّج تغيير ناپذير عناياتى كه روح را روشنى مىبخشد ، « منزل بندى » مىكند ؛ و اين طرح اوّليّه‌اى از نظريّهء « احوال » و « مقامات » ى است كه بعدا ذوالنّون مصرى آن را تثبيت مىكند » . « 27 » در حقيقت ، بسيار پيش از ذوالنّون مصرى ( متوفّى 245 / 856 ) و حتى پيش از دارانى ( متوفّى 215 / 830 ) ، شقيق بلخى به زبانى روشن در اين تدرّج مراحل مختلف سلوك راه عرفانى سخن گفته است . مخصوصا شقيق ، در درون هر مرحله نقش متقابل فعل انسانى و فعل الهى را به روشنى درمىيابد ، و فعل الهى را نورى توصيف مىكند كه در هر مرحله سعى زاهد را ، از درون ، روشنى و گويى معنى مىبخشد . با اين همه ، شقيق در آستانهء زندگى عرفانى متوقّف مىماند ، زيرا ، به سبب نداشتن واژگانى مناسب ، تحليلهايش دربارهء تجربهء مذهبى هنوز ابتدايى است . يا بهتر بگوييم ، سعى او نمونهء

--> ( 25 ) . حليةالاولياء ، جلد هشتم ، ص 71 - 58 . ( 26 ) . وكيع بن جرّاح ، متوفّى در سال 197 / 812 ، نويسندهء كتاب الزّهد . ( 27 ) . تحقيق ، ص 221 .