پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

187

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

رو توصيه مىكند كه تنها ثلثى از آن را پر كنند تا دو ثلث ديگر براى نفس كشيدن به كار رود و ديگرى براى تسبيح خدا و خواندن قرآن . « 15 » آنچه در نزد شقيق هنوز توضيح خامى بيش نيست ، در نزد ترمذى - كه او نيز مانند شقيق خراسانى است - نظام وظايف الاعضايى پيچيده و غير متعارفى مىشود كه ما بعضى عناصر آن را قبلا ديديم . گرايش ديگرى كه صوفيان اصيلى مانند شقيق از آن بركنارند گويا بيشتر در محافل صوفيانهء بصره رواج يافت كه در آنجا سالكان راه تصوّف براى وصول به حالات عرفانى يا دست كم براى تهذيب نفس پيش از نيل به چنين حالاتى ، خود را متمايل به حفظ روزه و گرسنگى نشان مىدادند . بنابراين ، نوعى پرستش شكم خالى كه چيزى جز صورت معكوس پرستش شكم پر ، به تعبير قديس پولس ، يا شكم پرستى نيست به وجود آمد . در اين باره عبارت زير را به سهل تسترى نسبت مىدهند ( نسخهء خطى 283 / 896 ) : « چون نفس را به تحمّل گرسنگى وادارند ، خون كاهش يابد و انديشهء بد از دل بيرون رود ؛ چنان كه اگر ديوانه‌اى خود را مكلّف به تحمل گرسنگى كند ، سالم شود » . « 16 » همين سهل تا آنجا پيش مىرود كه گرسنگى را « سرّى از اسرار الهى در زمين » مىداند و مىگويد : « چون خداى دنيا را آفريد معصيت اندر سيرى نهاد و جهل ، و اندر گرسنگى علم و حكمت نهاد » . « 17 » البته در چنين زبانى بايد سهم استعاره و تغزّل را نيز در نظر گرفت ، ولى چنان كه ابو نصر سرّاج خبر مىدهد ، بعضى از صوفيان ناآزموده جان خود را بر سر اين پندار صادقانه از دست دادند كه با خوددارى از غذا خوردن سرانجام به حال عرفانى دست خواهند يافت . « 18 » شقيق با وضوح تمام مرز ميان دست آورد انسان از راه زهد و صرف عنايت الهى را نشان مىدهد . ولى در مكتب بصره چندان ثباتى در اين معنى نبود ، و به همين سبب است كه محاسبى در كتاب المكاسب خود آن را به شدّت مورد حمله قرار مىدهد « 19 » و تا آنجا پيش مىرود كه

--> ( 15 ) . بعدها سهل تسترى مىگويد كه بايد ثلثى از شكم را به غذا ، ثلثى را به آب و ثلثى را به نفس اختصاص داد تا طبع بهيمى ( طبع البهائم ) كه در انسان است رام شود . نگاه كنيد به : نسخهء خطى اياصوفيه 1428 ، برگ 150 ب تا 151 الف . ( 16 ) . نسخهء خطى كوپريلى 727 ، برگ 90 ب و نسخهءخطى عزّت افندى 1623 ، برگ 7 الف . در يك متن كاملا متفاوت ، هسيود ( Hesiode ) ( آثار ، 218 ) چنين نوشته است : « رنج كشيدن عقل را به سر ديوانه بازمىگرداند ! » ( 17 ) . نقل از قشيرى ، رساله ، ص 72 ؛ ( ترجمهء رسالهء قشيريّه ، تصحيح فروزانفر ، مركز انتشارات علمى و فرهنگى ( تهران ، 1361 ) ، ص 212 - م . ) دربارهء سهل گفته‌اند كه متجاوز از ده روز گرسنه مىماند : « او مشتغل به واردات قلب خود بود تا آنجا كه غذا خوردن را فراموش مىكرد » ( لمع ، ص 202 ) . ( 18 ) . لمع ، ص 417 . ( 19 ) . نسخهء خطّى جاراللّه 1110 ، برگ 48 الف تا 49 الف . متن آن را فان اس در ، VanEss , dieGedankenwelt 119 - 115 . pp ترجمه‌كرده‌است . محاسبى شقيق را مىشناسد و از تعاليم مبتنى بر توكّل او انتقاد مىكند ، همان ، برگ 37 الف .