پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
186
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
تعيين هوشمندانهء مقدار غذايى كه بايد خورد نيست ، بلكه فيضى الهى است كه عمل آن را شقيق با اين عبارات بيانمىكند : « و چون يك روز اين چنين بر او بگذرد ، و خداى تعالى صدق نيّت او را بداند ، مقدارى از حبّ دنيا را از دل او بيرونكند و به جاى آن نور زهد و گرسنگى داخل كند . و چون روز ديگرى بدين منوال بر او بگذرد ، نفس خود را رياضت دهد و ادب كند تا شهوت را از آن بگسلد ، شهوات نفس را از دلش بيرون كند و روز به روز خدا تاريكى را از دل او بيرون كند و به جاى آن نور درآورد ، تا چهل روز كه بدين منوال بر او بگذرد ، ديگر هيچ ظلمتى در دلش باقىنماند ، مگر اينكه خداى تعالى آن را از دلش بيرون كرده به جاى آن نور نهاده باشد . پس دل او نورى شود تابان ، و نور زهد در آن متمكّن گردد . » آنگاه شقيق نشانههاى بيرونى چنين مؤمنى را توصيف مىكند ، مؤمنى كه دلش بدين گونه ، با نورى كه خدا بر آن مىتاباند ، از ظلمتهاى درونى رها مىشود . اين نشانهها نخست در رابطهء او با جهان پديد مىآيد : « او در دنياست ، ولى بر خلاف دنياطلبان طالب دنيا نيست ، و بر خلاف رغبتكنندگان به دنيا راغب دنيا نيست ، و ميلى به نعمتهاى دنيا ندارد و به دوستى آن شادمان نمىشود . » و بنابراين ، از شهوت زياد كه با گرسنگى با آن مبارزه مىكرد مىرهد ؛ مىتواند از انواع رنجها بياسايد و در آرامش زندگى كند زيرا ، از اين پس ، از دنيا تنها چيز اندكى مىخواهد ، يعنى تنها آنچه براى زنده ماندن بدان نياز دارد ؛ به همين سبب است كه « او را همواره نيرومند و بانشاط و قانع و توانگر مىبينى ؛ همّ و غمّ او اندك و وقار او بسيار ؛ روشنايى عبادت كنندگان در چهرهاش نمايان و نور زاهدان در دلش تابان » . اين است منزل اوّل سير اهل صدق . اين منزل را شقيق با صفات « زيبا » و « خوب » و « نيكو » وصف مىكند . در زمان او همهء صوفيان گرسنگى را ، به گفتهء قشيرى ، « يكى از اركان مجاهدت » مىدانستند ، با اين همه ، انحرافات بزرگى نيز در دو جهت پيش آمد كه مىتوان آن را در متن شقيق احساس كرد . از يك جهت ، بعضى از صوفيان در گرايش به نوعى توجيه وظايف الاعضايى ارتباط جسم و روح مبالغه مىكنند . مشهورترين نمايندهء اين گرايش حكيم ترمذى است كه انسان را آزمايشگاهى شيميايى مىداند و خصوصيّات خلقى انسان ( شادى ، غم ، اعمال نيك و بد و خواهشهاى شهوانى ) را ناشى از بخارهايى كم و بيش « كثيف » يا به عكس كم و بيش « لطيف » مىداند كه از كليهها و سپرز برمىخيزد و قلب ، مركز ادارهء همهء اعمال و رفتارها ، را تحت تأثير قرار مىدهد . شقيق هنوز از همهء اين جزئيّات وظايف الاعضايى ، كه ترمذى از فيلسوفان معاصر خود مىگيرد ، آگاهى ندارد ، ولى براى او نيز شكم پر مانع زهد و عبادت است ؛ از اين