پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
185
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
الف . زهد يا كيمياى گرسنگى شقيق بنا را بر معتقد بودن خوانندهء خود به ضرورت زهد مىنهد و بابى را كه از آن به زهد مىتوان رفت به او نشان مىدهد : « و ابتداى ورود به زهد ادب نفس است ، و از براى اين منظور بايد دست از شهوتهاى نفس به خوردنيها و آشاميدنيها برداشت ، و به آن مقدار از قوت كه نياز تن است بسنده كرد ، و نفس را شب و روز بايد از سيرى منع كرد تا گرسنگى شعار او شود . » براى اين منظور ، نخست بايد مقدار معلومى طعام براى خود مقرّر دارد كه در آن قصد او لذّت بردن از خوردن نباشد ، زيرا خوردن تنها براى زنده ماندن است ؛ سپس ، زاهد بايد به دو وعده غذا اكتفا كند ؛ يك وعده در بامداد بخورد و يك وعده در شب ، يا اگر بخواهد روزه بدارد يك وعده در شب و يك وعده در سحرگاه ، زيرا در سير روحانى روزه مؤثرتر است . شقيق مىگويد همهء طعام را نبايد در يك وعده خورد ، زيرا ، « اگر خوراك روز و شب در يك وقت با هم خورده شود ، روز را و بيشتر شب را بدون گرسنگى مىماند ، پس در آن حال متوجّه شهوات زياد گردد و بدن او به علّت انباشته شدن غذا در شكم [ از خدا ] غافل شود و پرى اندرون او بدنش را از عبادت و نماز باز دارد » . به عكس ، چون از گرسنگى در ستوه باشد ، نفس مشتغل به گرسنگى او از شهوات زياد و آرزوهاى بيهوده ( تمنّى ) اعراض كند . پيداست كه شقيق نظريّهء زهد مبتنى بر گرسنگى را بر كدام فرض روانشناختى بنا مىكند ؛ محروم داشتن شخص از آنچه از جهت نيازهاى حياتى ضرورى است به معنى نگاه داشتن او در فشار اين نيازهاست ، براى اينكه روحش از توجّه به دو چيز بازداشته شود ، يكى به شهوات زياد و ديگرى به تمنّيات يا آرزوهاى بيهوده ؛ در اينجا هنوز سخن از برشدن ( sublimation ) نيست ، بلكه سخن از نوعى پرداختن از غير اساسى به اساسى در سطح جسم است كه نفس از طريق آن به دنيا روى مىآورد . شقيق مىگويد : « شهوت زياد هر آينه دنيا دوستى است ( انّ شهوة الفضول حبّ الدّنيا ) » ، دنيايى كه آرزوهايى بيهوده نيز متوجّه آن است . گرسنگى وسيلهء قطع اين شهوت است كه در نتيجه جسم آزاد و مستعدّ اشتغالات مذهبى مىشود . شقيق واقع بينانه و بىتكلّف مىگويد : « و نشايد كه بيش از سه يك شكم خود بخورد ، و از اين سه يك قسمت را از براى نفس كشيدن و يك قسمت را هم براى تسبيح گفتن و قرآن خواندن بگذارد . پس دو وعده غذا خوردن از براى بدن مقوّىتر و بهتر از يك وعده غذا خوردن است . » در اينجا كيمياى گرسنگى متوقّف مىماند ؛ شقيق آن را به شيوهء پزشكى كه دارويى را تجويز كند توصيف مىكند . كيمياى گرسنگى تن را در شرايط مساعد براى نفس كشيدن و تسبيح گفتن و قرآن خواندن قرار مىدهد . امّا فوايد روحانيى كه انسان از آن مىگيرد حاصل