پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

155

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

نجم ، 11 : ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ( دل آنچه ديد به دروغ نداشت ) : هيچ كس نمىداند او چه ديد ، جز آن كه بيناند و آن كه ديد . حبيب به حبيب خود نزديك شد ، همراز او و همدم او گشت : خداى تعالى مىفرمايد : نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ « 110 » ( هر كه را بخواهيم به درجاتى بالا مىبريم ، انعام ، 83 ) . نجم ، 18 : لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى ( هر آينه پاره‌اى از بزرگترين آيات پروردگار خود را بديد ) : چنان علامات بزرگى از محبّت را مشاهده كرد كه از آنها خبر نمىتوان داد . » « 111 » مهمترين نكته در اين تفسير اسراء و پر معنىترين آن بىگمان نكته‌اى است كه در آيهء 10 گفته شده است : فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى . شايد انتظار مىرفت كه امام صادق ( ع ) مانند مقاتل از وحى قرآنى سخن بگويد ، ولى وحى قرآنى در جوهر خود عامّ است ، يعنى از آن ديگران نيز هست . به عكس ، امام بر جنبهء رازآميز و خصوصى اين ديدار ميان محمّد و پروردگارش تكيه مىكند . تجربهء اسراء راز محبّتى ميان دو حبيب است كه سخنانى ناگفتنى به يكديگر مىگويند . در چنين رازى تخيّل را راه نيست ؛ سخن نه از رؤيت است و نه از معجزه و نه حتّى از سفر آسمانى ؛ امام جعفر صادق ( ع ) از همان نخستين سطر به ما خبر مىدهد كه واقعه همه در دل پيغمبر ( ص ) واقع مىشود ، و ستاره نماد دل اوست . دل است كه « از هر چه جز اوست منقطع مىشود » ، زيرا هر تجربهء روحانيى متضمّن مرحلهء سلبيى از انقطاع و تزكيه است ، و پيغمبر به « آنچه در دلش به وديعت نهاده شده » ، يعنى به معرفت و ايمان است كه « نزديك مىشود » ؛ در حقيقت معرفت و ايمان راهى است كه از آن به خدا مىتوان رسيد . امام صادق ( ع ) گاه مىگويد كه پيغمبر ( ص ) به دل خود نزديك شد و گاه مىگويد كه به خدا نزديك شد ، و اين به خوبى نشان مىدهد كه از نظر او اين نزديكى به خدا از چه نوع است : نه رؤيتى عقلانى است ، نه ربايشى به آسمان ، بلكه تجلّى بزرگترين نشانه‌هاى محبّت ، يعنى ورود به خلوت حبيب است . به همين سبب است كه در تفسير امام صادق ( ع ) زبان تجربه زبان محبّت مىشود ؛ و اين بى گمان بزرگترين سهمى است كه آن حضرت به جنبش تصوّف در اسلام ادا كرده است . با اين همه ، تفسير او بعدها كاملا فهم نخواهد شد ، زيرا محبّت در نزد صوفيان به صورت مقامى

--> - ألطف له الطاف الحبيب لجيبه و اسر اليه ما يسر الحبيب الى حبيبه . فاخفيا و لم يطلعا على سرهما احدا سواهما . فلذلك قال « فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى » و لا يعلم احد ذلك الوحى الّا الّذى اوحى و الّذى اوحى اليه ( همانجا ) . ( 110 ) . قال جعفر : لا يعلم احد ما الّذى رأى الّا الّذى أرى ، و الّذى رأى . صار الحبيب من الحبيب قريبا و له نجيّا و به انيسا . قال اللّه تعالى : « نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ » ( همانجا ) . ( 111 ) . شاهد من علامات المحبّة ما كبر عن الاخبار عنها ( همان ، ص 57 ) .