پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
145
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
ظلم هيچ اثرى در انتخاب الهى ( اصطفائيّة ) ندارد . آنگاه نوبت « مقتصدين » مىرسد كه ميان خوف و رجاء جاى دارند ، و سپس به « سابقين » مىانجامد ، براى اينكه كسى خود را از « مكر » خدا ايمن نپندارد . « 81 » اين متن از دو جهت مهمّ است . نخست از اين جهت كه تفسير امام جعفر صادق ( ع ) در اينجا مبدأ تفصيلات متعدّد صوفيانه دربارهء موضوع طبقات سهگانهء مؤمنان است . بايزيد بسطامى مىگويد : « ظالم در قلمرو علم است ، مقتصد در قلمرو معرفت و سابق در قلمرو جذبه . » ترمذى مىگويد : « ايمان براى ظالم است ، معرفت براى مقتصد و حقيقت براى سابق . » جنيد مىگويد : « ظالم خدا را براى خودش دوست دارد ؛ مقتصد او را براى خود او دوست دارد ، و سابق خواست خود را در هر آنچه خدا براى او مىخواهد فنا مىكند . » « 82 » از جهت ديگر ، اهميّت تفسير امام جعفر صادق ( ع ) در اين است كه مشابهتى ميان طبقات سهگانهء مؤمنان و قواى سهگانهء روانى ، يعنى نفس و قلب و روح ، برقرار مىكند . مىگويد : « نفس ظالم است ، قلب مقتصد است و روح سابق . « 83 » آن كه با نفس خود به جهان نظر مىكند ظالم است ؛ آن كه با قلب خود به آخرت نظر مىكند مقتصد است و آن كه با روح خود به خدا نظر مىكند سابق است . » در اينجا نيز تأثير امام در صوفيه آشكار است . سلمى دو متن ذكر مىكند كه گويندگان آنها معلوم نيست ؛ يكى از آنها مىگويد : « ظالم آن است كه نفسش بر قلبش غلبه دارد ؛ مقتصد آن است كه قلبش بر نفسش غلبه دارد ؛ و سابق آن است كه نفس و قلبش تحت حفظ خداست » ؛ متن دوم نزديكتر به سخن امام جعفر صادق ( ع ) است : « ظالم نفس است ، زيرا با خدا انس نمىگيرد ؛ مقتصد قلب است ، زيرا هر لحظه به رنگى درمىآيد ؛ سابق روح است كه هرگز در نظارهء الهى غايب نيست » . « 84 » مىبينيم كه تا چه اندازه تأثير امام جعفر صادق ( ع ) در متون صوفيانه مشهود است . امام چه در روش تفسير و چه در جفر و چه در تحليل ساختارهاى تجربهء عرفانى استاد راستين تصوّف
--> ( 81 ) . قال جعفر فى قوله تعالى « فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات » قال : فرق اللّه تعالى المؤمنين ثلاث فرق سماهم مؤمنين اوّلا ثم سماهم عبادنا فاضافهم الى نفسه تفّضلا منه و كرما ؛ ثم قال « اصطفينا » جعلهم كلهم اصفياء مع علمه بتفاوت مقاماتهم ثم جمعهم فى آخر الآية بدخول الجنّة فقال « جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها » ثمّ بدأ بالظّالمين اخبارا انّه لا يتقرب اليه الّا به صرف كرمه . فان الظّلم لا يؤثر فى الاصطفائيّة . ثم ثنّى بالمقتصدين لانهم بين الخوف و الرجاء ، ثم ختم بالسابقين لئلّا يأمن احد مكره ( همان ، ص 50 ) . ( 82 ) . همهء اين نقل قولها مأخوذ از سلمى ، حقائق التفسير ، در تفسير آيهء 32 فاطر است . ( 83 ) . النفس ظالمة و القلب مقتصد و الرّوح سابق . من نظر بنفسه الى الدنيا فهو ظالم و من نظر بقلبه الى الآخرة فهو مقتصد و من نظر بروحه الى الحق فهو سابق ( مجموعهء آثار سلمى ، ص 51 ) . ( 84 ) . سلمى ، حقائق التفسير ، در تفسير آيهء 32 فاطر .