پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

144

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

تعليم روحانى بسيار پربارى را بازمىشناسيم كه بعدها اشكال بيانى متعدّدى به خود مىگيرد ، ولى مىتوان جوهر آن را در عبارت مشهور « تخلّق باخلاق اللّه » ، يعنى اتّصاف به صفات الهى ، خلاصه كرد . چنان كه گفتيم ، امام صادق ( ع ) تنها محمد مصطفى ( ص ) را جامع جميع اين انوار مىداند : « او نور است و نور پروردگارش فراراه اوست » . ديگر مؤمنان بيش و كم از اين نور متمتّع‌اند و در خود اين يا آن صفت الهى را باز مىسازند . در صفحات بعد ، بر سر شخصيّت پيغمبر ( ص ) ، آن گونه كه امام آن را معرفى مىكند ، بازمىگرديم . امّا در اينجا بايد بر سخنان او دربارهء مؤمنان درنگ كنيم . امام بارها بر وجود سلسله مراتبى ميان مؤمنان تأكيد كرده است ، و اين فكرى محورى در تصوّف اهل سنّت است . البته اسلام ساختارى از نوع ساختار كليسايى مبتنى بر سلسله مراتب كشيشى نمىشناسد . ولى امام جعفر صادق ( ع ) و پس از او اهل تصوّف ساختارهايى از نوعى سلسله مراتب مبتنى بر معرفت وارد اسلام كرده‌اند . همچنانكه قرآن در عين حال عبارت و اشارت و لطايف و حقايق است ، مؤمنان نيز ، بر حسب آنكه به كدام يك از اين وجوه قرآن مربوط باشند ، عوام ، خواصّ ، اوليا ، و انبياء گفته مىشوند . عوام مؤمنان تنها لفظ قرآن را درمىيابند و از « عبارت » يعنى زيبايى بيان آن محظوظ مىشوند . بنابراين ، در اينجا بايد ، نه از « معنى » ظاهرى قرآن ، بلكه از ظواهر لفظ ، يعنى سبك بيان قرآن ، سخن گفت . فراتر از عوام مؤمنان خواصّ جاى دارند كه از عبارت به « اشارت » پى مىبرند ؛ اين بدان معنى است كه آنها در لفظ و سبك متوقّف نمىمانند ، بلكه ، از طريق آنها ، به چيز ديگرى رهنمون مىشوند . اين چيز ديگر ممكن است تنها متعلّق معرفتى باشد و در اين صورت اشاره‌اى باشد به رمزى شناخته ، ولى همچنين ممكن است لطيفه‌اى يا رمزى باشد حاصل تجربهء درونى كه مؤمن از قرائت قرآن كسب مىكند ، مانند ميوه‌اى راز آميز كه خداوند تنها به اولياء خود عطا مىفرمايد . و بالأخره ، فراتر از همه « حقايق » است ؛ حقايق تأليفى است از متعلّق معرفت و تجربهء درونى كه در عين حال هم حقيقت است و هم واقعيّت : حقيقت لطايف و واقعيت اشارت . محمّد ( ص ) ، كه هم خاصّ است و هم ولىّ ، تنها كسى است كه اسرار اين حقايق قرآنى را مىداند ؛ او فوق خاصّان و اولياء است ؛ او پيامبر است . اين سلسله مراتب مؤمنان را امام صادق ( ع ) در خود قرآن مىيابد ، نه تنها در آيهء وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ ( صافّات ، 164 ) ، بلكه همچنين و مخصوصا در آيهء فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ( فاطر ، 32 ) . امام مىگويد : « همهء « مؤمنان » و « اصفياء » ، « با وجود تفاوت مقاماتشان » ، داخل در « جنّات عدن » ( فاطر ، 33 ) مىشوند . » با اين همه ، خدا نخست از « ظالمان به نفس خود » نام‌مىبرد تا نشان‌دهد كه آنها جز به كرم او مقرّب درگاه او نتوانند شد ، و