پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

140

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

براى خدا مىترسند ، از همين جهان در راهى گام مىنهند كه آنها را به فراتر از خواهشهايشان ، يعنى به ديدار الهى ، مىرساند . سعادت آنها ، در نزد امام صادق ( ع ) ، به ميوه‌هايى مىماند كه لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ ( واقعه ، 33 ) است ( نه منقطع مىشود و نه كس را از آنها باز مىدارند ) ؛ يعنى « آنها نه از معرفت و تأييد الهى محروم مىشوند - زيرا چنين محروميّتى آنها را هلاك خواهدكرد - و نه از تلذّذ از « مجاورت حق » بازداشته مىشوند ، زيرا بدون اين مجاورت آنها در خلأ تنهايى خواهند افتاد . » « 73 » امام صادق ( ع ) در اين متن دو منظرهء دنيوى و اخروى را در يك جا جمع كرده است تا پيوند ميان آنها را نشان‌دهد : آنهايى كه پاداششان زندگى در مجاورت حق ، يعنى برخوردارى از ديدار الهى خواهد بود كسانىاند كه ، در اين جهان ، به يمن تأييد خاصّ الهى از معرفت برخوردار بوده‌اند . معرفت جايگاهى مركزى در تفكّر روحانى امام جعفر صادق ( ع ) دارد و احتمالا سرچشمه‌هاى اصلى اين « كلمهء كليدى » صوفيانه را ، كه از زمان ذوالنّون مصرى رواج مىيابد ، در تفسير امام بايد جستجوكرد . معرفت چيست ؟ به‌نظرمىآيد كه معرفت هم بنيان و هم قلهء بناى دين است ؛ آغاز و پايان راهى است كه به خدا منتهىمىشود . چنين وضع متناقضى به معنى آن است كه معرفت لفظى يك بعدى نيست ، بلكه چند بعدى است و بايد در سياقهاى مختلف كلامى كه اين لفظ در آنها به كار رفته است متوجه اين معنى بود . در بادى امر ، معرفت نخستينى هست كه ريشه در فطرت دارد و حيات انسان ، من حيث طبيعت او ، مشروط به آن است : امام جعفر صادق ( ع ) در تفسير آيهء 143 سورهء اعراف ( قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ . . . ) ، در ضمن عبارت موجزى كه لبّ تعليم مشترك متكلّمان اسلامى در اين باره است ، مىگويد : « المعرفة من الفطرة . » اين « معرفت » كه مىتوان آن را به « connaissance » ترجمه‌كرد از خصايص انسان از جهت فطرت و سرشت اوست ، نه بيرون از قلمرو دين ، بلكه در درون آن ، به اين معنى ، معرفت ، در نزد امام ( ع ) در تقابل با خلقت است كه خصيصهء انسان به عنوان مخلوق و واقع در بيرون حوزهء دين است . امام ( ع ) مىگويد : « وقتى كه قرآن مىفرمايد عِبادُ الرَّحْمنِ ( فرقان ، 63 ) مقصود آن همهء مردم است ، از جهت خلقت نه از جهت معرفت ؛ ولى وقتى كه مىگويد عِبادِي ( حجر ، 42 ) تخصيص است در عبوديّت و معرفت . » اين معرفت در عقل جاى دارد و بىاثر است ، زيرا به قول امام ( ع ) « لا عقل يعرفه » : عقل خدا را

--> ( 73 ) . لم يقطع عنهم المعرفة و التّأييد و لو قطع ذلك عنهم لهلكوا و لا يمنعوا ( sic ) من التّلذّذ بمجاورة الحق و لو منعوا عن ذلك لاستوحشوا ( همان ، ص 58 ) .