پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

139

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

ج . ساختار تجربه دومين چيزى كه در آن صوفيان اهل سنّت بسيار به تفسير منسوب به امام جعفر صادق ( ع ) مديون‌اند راجع است به خود ساختار تجربهء عرفانى و مراحلى كه راه منتهى به خدا با سلوك درونى را مشخص مىكند . پايان اين سفر روحانى رؤيت وجه تابناك الهى است . امام جعفر صادق ( ع ) در تفسير آيهء 71 سورهء زخرف وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ : در آنهاست هر چه نفسها آرزو كنند و چشمها از آن لذت ببرند ) آشكارا دو گونه لذّت ، لذّت جسمانى و لذّت روحانى ، باز مىشناسد . مىگويد : « چه فاصلهء بسيارى هست ميان آنچه نفوس آرزو مىكنند و آنچه چشمها از آن لذّت مىبرند ! همهء شادكاميها و شهوات و لذّاتى كه در بهشت هست در قياس با آنچه چشمها از آن لذت مىبرند مانند تر كردن انگشت در درياست . در حقيقت لذّات بهشت را حدّ و نهايتى است ، چه مخلوق است ، و حال آنكه چشمها در سراى باقى تنها آن گاه لذّت مىبرند كه در باقى جلّ و علا نظر كنند ! و امّا اين لذّت نه حدّى دارد ، نه نهايتى ، و نه قابل توصيف است . ميان رؤيت خدا و لذّات مخلوق موجود در بهشت تفاوت از خدا تا نعمتهاى اوست ، و اگر آدم مرتكب گناه شد تنها به سبب ترجيح دادن نعمت بر ولى نعمت بود . در تفسير آيهء 115 سورهء طه كه مىفرمايد : وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ ( ما ، پيش از اين ، با آدم پيمان بستيم ، ولى او فراموش كرد ) ، امام جعفر صادق ( ع ) مىگويد : « ما با آدم پيمان بستيم كه ما را به هيچ روى فراموش نكند ، ولى او ما را فراموش كرد و مشتغل به بهشت شد . پس به ارتكاب عملى گرفتار آمد كه از آن نهى شده بود ، و گرفتار آمد ، زيرا نعيم او را از نظر به منعم بازداشت . پس ، از نعمت به بلا افتاد و از بهشت و نعيم آن رانده شد تا بداند كه نعيم در نزديك منعم بودن است نه در لذّت بردن از خوردن و نوشيدن . » در حقيقت ، سرانجام دوگونه سلوك دينى دوگونه سعادت است كه امام جعفر صادق ( ع ) آنها را چنين وصف مىكند : « كسى كه از گناه مىترسد جايش در بهشت نعمتهاست . و كسى كه از خداى تعالى مىترسد پرده از برابر رويش برداشته مىشود تا حق را در همهء احوال مشاهده كند » « 72 » ( تفسير امام دربارهء إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ ، قلم ، 34 ) . ترس از گناه و پرهيز از آن باقى ماندن در محدودهء قانون وضعى و فراتر نرفتن از ظاهر لفظ است . كسانى كه به اين نوع سلوك دينى اكتفا مىكنند از خواستهاى جسمانى خود فراتر نمىروند ؛ سعادت آنها محدود به همان ارضاى خواهشهايشان در « جنّات نعيم » است . ديگران ، يعنى كسانى كه از خدا

--> ( 72 ) . من اتّقى الذّنوب كان مأواه جنّات النّعيم و من اتّقى الله تعالى كشف عنه الغطاء والحجب حتى يشاهد الحقّ جميع الاحوال ( مجموعهء آثار سلمى ، ص 59 ) .