پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

135

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

اين نمونه‌ها به حدّ كافى فاصله‌اى را كه فارق امام جعفر صادق ( ع ) از مقاتل بن سليمان است نشان مىدهد . اين فاصله همان است كه تجربى را از خيالى متمايز مىكند . شك نيست كه دو مفسّر اين وجه اشتراك را با هم دارند كه هر دو حلقهء تنگ تفسير لفظى را شكسته‌اند و قائل به تعدّد معانى در زبان قرآنىاند ؛ همچنين بىگمان مقاتل دريافته بود كه در قرآن نمادها ( يا امثالى ) هست مربوط به آنچه « در دل مؤمنان و آنچه در دل كافران است » ، ولى اين نمادها كمتر توجّه مقاتل را جلب كرده يا ، بهتر بگوييم ، او براى فهم آنها از روش تفسيرى موسوم به « استنباط » بىبهره بوده است ، همان روشى كه ترمذى ، چنان كه ديديم ، براى فراتر رفتن از تفسير مقاتل ، در همان حيطهء تحقيق خود او ، به كار برده است . خرگوشى ، هنگامى كه از اين استنباط سخن مىگويد ، بيشتر مثالهاى خود را از امام جعفر صادق ( ع ) مىگيرد . ما تنها به يكى از آنها ، كه تفاوت ميان روش امام صادق ( ع ) و روش مقاتل را نشان مىدهد اشاره مىكنيم . به ياد داريم كه مقاتل چه صحنهء رنگارنگى براى توضيح آيهء وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً ( انسان ، 20 ) رسم مىكند . « 58 » قرآن ، در سياق مشابهى ، از « ابرار » سخن مىگويد كه عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ ( بر تختها نشسته‌اند و نظاره مىكنند ، مطفّفين ، 23 ) ، و تفسير امام ( ع ) چنين است : « آنها بر تختهاى معرفت نشسته و « معروف » ( متعلّق معرفت ) خود را نظاره مىكنند . » « 59 » در هر دو سخن از انتقال انديشه از زمينه‌اى به زمنيهء ديگر است ، ولى در حالى كه مقاتل براى گسترش استعاره ، كه او آن را تا آخرين حد نماد پيش مىبرد ، متوسّل به تخيّل مىشود ، امام صادق ( ع ) به تجربهء روحانى ، به عنوان اصل استنباط ، روى مىآورد و در استعاره‌اى كه قرآن به كار برده است نماد فعّاليّتى كاملا فكرى مىبيند و معرفت را به عنوان نظارهء الهى مىشناسد . اين گونه قرائت بعدها قرائت صوفيان خواهد شد كه از امام جعفر صادق ( ع ) روش قرائت استنباطى را ، كه عبارت از درونى كردن معنى آيات قرآنى است ، فرا مىگيرند . و امّا ارزش يك روش تنها در نتايجى است كه بر آن مترتب است . گفتن اينكه صوفيه از تفسير منسوب به امام جعفر صادق ( ع ) نحوهء نوى در خواندن قرآن را فرا گرفته‌اند كفايت نمىكند . بايد پيشتر رفت و نشان داد كه آنها در محتواى تعاليم خود و نيز در واژگانى كه براى بيان آن به كار مىبرند مديون اويند . ما برآنيم كه مسئله بسيار مهم‌ّاست ، چندان مهمّ كه شايانى آن دارد كه به دقت مورد بررسى قرار گيرد .

--> منه لونا على قدر سعيه و ما كشف له من بوادى المعرفة و آثار الولاية ( همان ، ص 57 ) . ( 58 ) . نگاه كنيد به ص 83 . ( 59 ) . نقل از : خرگوشى ، تهذيب الاسرار ، برگ 90 ب .